نيما مسيحا در اركستر سمفونيك تهران
22 و 18 و 14و 10 هزار تومان قيمت هاي بليت اين كنسرت هستند.
0
نظرات
۲۷ شهریور ۱۳۸۹
توسط ريونيز
0
نظرات
۲۷ شهریور ۱۳۸۹
توسط ريونيز
0
نظرات
توسط ريونيز
0
نظرات
۲۳ شهریور ۱۳۸۹
توسط ريونيز
مدتها قبل زمزمه بازگشت حبيب محبيان معروف به حبيب در محافل مختلف مطبوعاتي و رسانهاي به خصوص سايتهاي خبري مطرح شده است که ابتدا با رضا رشيدپور مجري صدا و سيما در سايت شخصياش همراه با عکس مشترکش با وي اين خبر را اعلام کرد که بدنبال آن اين خبر در بسياري از سايتها منعکس شد.
در اين ميان سايتهاي مختلف و مراجع رسمي دولتي اظهار نظرهاي مختلفي را اعلام نمودهاند، همانند اينکه آقاي حبيب محبيان تقاضاي کنسرت در تهران نموده است ولي مسئولين هنري وزارت ارشاد طي اظهار نظري اعلام داشتند تقاضاي مجوز آلبوم موسيقي حبيب در دست بررسي دارند.
روزنامه «راه مردم» به منظور اينکه به ابهامات، تکذيبها و تاييدهاي افراد و مراجع مختلف پايان دهد، مصاحبهاي چالشي با آقاي حبيب محبيان انجام داده است که از نظر شما ميگذرد
آقاي محبيان بفرمائيد چه شد که بعد از يک فاصله طولاني به ايران بازگشتيد؟
حس ايران دوستي در وجود من شعله ميکشيد. مدتها بود که با خودم کلنجار ميرفتم اما هر بار که تصميم گرفتم يک مشکل خانوادگي و روزمرگي پيش ميآمد و مانع ميشد تا اينکه يک باره همه چيز را کنار زدم و قصد ديار کردم.
شما که وطن دوست بودي چرارفتي؟
اوايل انقلاب احساس اين بود که فضاي مناسبي براي اجراي موسيقي ميسر نيست من هم با شدت علاقهاي که به کار آهنگ سازي و خواندن داشتم تصميم به رفتن گرفتم اما بايد به جرات بگويم که متأسفانه آن مدينه فاضله خيالي 15 سال مرا از علائقم يعني موسيقي دور و خانه نشين کرد. جالب اينکه بدانيد در اين مدت از دو جنبه زجر مي کشيدم يکي فاصله از مملکت خود و ديگري از موسيقي.
چه مدت در آنجا کار موسيقي انجام نداديد؟
حدود پانزده سال در منزل درگير فعاليتهاي اقتصادي بودم و براي خودم آهنگ ميساختم اما پس از آن با ديدن مشکلات موسيقيهاي موجود تصميم گرفتم مجددا کارهاي خود را ارائه دهم.
با اين روحيه فکر نمي کنيد دير تصميم به بازگشت گرفتيد؟
شايد، اما زندگي در غربت گرفتاريها و مشکلات خاص خودش را دارد.
چه شد تصميم براي بازگشت گرفتيد؟
فشار غربت و علاقه شخصي به وطن و تشويق همسر و فرزندم براي زندگي در ايران. اما مستحضر هستيد از بين بردن زندگي که با آن همه سختي و مشقت در آمريکا درست کردم به شدت و ريسک پذير بود.
من براي رسيدن به اهدافم ضررهاي زيادي متحمل شدهام اما اين بار بالاخره با هر دشواري که بود توانستم تمام زندگي خود را در آنجا رها کرده و به سمت اصالت واقعي خود يعني کشورم بازگردم، ضمنا متوجه شدم که حاکميت نظام با هنر و موسيقي مخالف نيست بلکه با ابتذال و دور شدن از فرهنگ مردم مخالف است.
ايران و زندگي در آن با تمام خاطرات و فرهنگ و عقايد ديني و مذهبي در واقع شروع دوباره زيستن پس از سه دهه دوري و غربت است که براي من لذت و شيريني وصف ناپذير عجيبي به همراه دارد.
تعبير و نگاه سي ساله شما نسبت به ايران چيست؟
مردم دوست داشتني ايران هميشه لبريز از احساس، محبت و مهرباني هستند در هيچ کجاي دنيا اين زندگي سراسر عاطفه و نوع دوستي و باهم بودن را نديدم. اراده قوي اين ملت واقعا غرورآفرين است. باور کنيد ايران به يک قدرت بلا منازع تبديل شده است. اين باعث فخر ايرانيان است.
يعني ورود شما به اين دلايل بستگي داشت؟
بلي، اما مسائل ديگري هم دخيل بود از جمله تهاجم بي منطق و مبتذل به فرهنگ و به ويژه موسيقي ايراني. متأسفانه هر چند وقت يک بار متوجه ميشدم که فلان خواننده بعد از کسب شهرت در ايران از کشور خارج شده و به کشورهاي ديگر و شبکههاي ماهوارهاي پناه ميبرند. من برگشتم تا به آنهايي که سوداي رفتن دارند ثابت کنم که آنجا خبري نيست هيچ کجاي دنيا کشور خود آدم نميشود.
حالا که برگشتيد قصد داريد مجددا به عالم هنر برگرديد؟
فعلا بدنبال آرامش زندگي و لذت بردن از موهبت معاشرت با مردم بزرگوار و صميمي و آداب و رسوم ارزشمندي که مدتها با آن فاصله داشتهام، هستم. از آنجا که من هم مثل همه ايرانيان متعلق به اين سرزمين هستم، چنانچه بتوانم خدمتي در جهت رشد و شکوفايي موسيقي کشورم داشته باشم با کمال ميل اداي دين ميکنم البته در اين مدت حدود يکسالي که در ايران هستم تقاضاي همکاري در زمينه هنر را در چارچوبقوانين و مقرارت کشور داشتهام.
يعني براي فعاليت مشکلي نداريد؟
ببينيد من هيچگاه به دنبال ابتذال نبودهام حتي قبل از انقلاب در طول اين سي سال هم تلاش کردهام هيچگاه از معيارهاي اصولي موسيقي کلاسيک و فاخر و فرهنگ اصيل ايراني خارج نشوم. به نظرم هميشه نحوه فعاليت من با بقيه متمايز بوده.
شما سابقه کارهاي من را ملاحظه کنيد. من هميشه و در هر حالتي با عقايد و باورهاي خودم زندگي کردم. من اين حرف را براي اينکه به ايران آمدم نميزنم بلکه در طول اين سي سال گذشته کارنامهام کاملا واضح و روشن است.
وقتي که طي سالهاي قبل آثاري در مورد رزمندگان، امام علي (ع)، عيد غدير و چندين قطعه مذهبي ديگر که خواندم در ايران نبودم که گفته شود بخاطر اينکه تأييدي بگيرم آنها را اجرا کردهام. در واقع اجراي اين کارها صرفا به خاطر اعتقادات من بوده، در عين حال از فضايي که در ايران براي کساني که بخواهند به اصل خويش برگردند بوجود آمده و از لطف مردم و مسئولان تشکر ميکنم.
آيا اين اواخر کار جديدي از خود ارائه کردهايد که از طرف شبکههاي تلويزيوني پخش شده باشد؟
نه به هيچ وجه. الان حداقل بالغ بر 2 سال است که هيچ همکاري نداشته و اساسامن با هيچ شبکهاي قرار دادي ندارم و رسمابه همه شبکههاي ماهوارهاي اعلام کردهام موافق پخش برنامههايم در آن شبکهها نيستم. اما عليرغم اين اقدام ممکن است شبکهاي اين درخواست را رعايت نکرده باشد که متقابلا من هم بايد راهکارهاي قانوني عدم پخش آثارم را در آن شبکهها پيگيري کنم.
اما کارهايي که از شما مطرح ميکنند که با برخي ارزشهاي مورد قبول مردم همخواني ندارد در اين رابطه چه توضيحي داريد؟
همانطور که اشاره کردم من شخصا تاکنون تلاش کردهام در آثارم هنجارشکني نشود و سعي کردهام ارزشهاي مورد قبول مردم را رعايت کنم اما از جانب تهيه کننده يا طرف قراردادم متاسفانه ممکن است تنها در چند اثر (از مجموعه حدود 130اثر توليد شده) اين موضوع رعايت نشده باشد که اين کار صرفا توسط قراردادم بوده و اين تنها به فضاي نامناسب لس آنجلس بر ميگردد و اينجانب در آن نقشي نداشتم.
در واقع اثر خريداري شده به نحوي ميکس شده که براي فروش در شبکههاي ماهوارهاي جذاب باشد و اين کار به من ربطي نداشته است. در عين حال جا دارد که از اين بابت از مردم عزيز عذرخواهي کنم، اما همانطور که در محتواي روند کلي توليدات من مشخص است در اکثريت قريب به اتفاق در کارهايم من اين مراقبت و حساسيت وجود داشته است. زيرا هميشه خود را پايبند ارزشهاي ملت خوب و با صفاي خودم ميدانم مضاف بر اينکه کارهايي نيز قبل از انقلاب اجرا کردهام که محتواي مذهبي داشته است.
شما در حال حاضر با اين سابقه چه پيغامي براي نسل جديد اين هنر داريد؟
در موسيقي و محتواي اشعار سلامت نفس و احترام به ارزشهاي انساني و فرهنگي کشور قبل از هر چيزمهم است. نسل جديد بايد بداند موسيقي يک زبان انتقال فرهنگ است. پس در انتخاب شعر، آهنگ و اجرا بايد دقت عمل داشته باشند زيرا يک هنرمند از توانايي وجودي و ذاتي خود بر خواسته و تنها اثر اوست که ماندگار است. پس در توليد آن دقت عمل اجتناب ناپذير است و بايد تلاش کنيم که فرهنگ اصيل خودمان را توليد و با زيبايي هر چه بهتر منتقل کنيم.
منبع : روزنامه راه مردم
0
نظرات
۲۱ شهریور ۱۳۸۹
توسط ريونيز
کمتر هنرمندی را میتوان در موسیقی اصیل ایرانی یافت که همانند او چهره ای جهانی داشته باشد و بسان وی با بزرگان هنر شرق و غرب برنامه اجرا کند .
در کارنامه درخشان او میتوان نام بزرگان بسیاری را یافت ؛ از اساتیدی چون محمدرضا شجریان و حسین علیزاده تا یویوما و بسیاری دیگر از هنرمندان نامدار ایرانی و غیر ایرانی .
کیهان کلهر . . . خالق اثاری چون شب وسکوت کویر و شهر خاموش ؛
هنرمندی بزرگ , بی حاشیه , خلاق و با چهره ای آرام و منحصر بفرد و سرشار از احساس .
اگر چند در مرکز هنری چاوش فعالیتی کوتاه داشت اما با شب ، سکوت ، کویر نامش بر سر زبانها اوفتاد . کیهان کلهر در آلبوم شب ، سکوت ، کویر خلاقیت و نوآوری خود را به رخ کشید و تحسین منتقدان را بر انگیخت ؛ سازبندی مناسب ، استفاده دقیق و بجا از آنها با همراهی صدای مخملین استاد محمدرضا شجریان و همراهی بزرگ نوازندگانی چون بیژن کامکار ، اردوان کامکار ، حسین بهروزی نیا ، مرحوم استاد حاج قربان سلیمانی وهنرنمایی بی نظیر کیهان کلهر خالق جاودانه اثری با نام شب سکوت کویر گشت . . . اثری که مشابه آن را در هیچ اثر موسیقایی دیگری نمیتوان یافت .
طرقه نام یکی از قطعات این اثر است ، قطعه ای که با گوش سپردن بدان به ناگاه به یاد پرنده ای سخنگو می افتی ، پرنده ای که آرزومند و دلداده خورشید است و بی تاب و بی قرار او و چشم انتظارش در سحر گاهان ، پرنده ای که برای وصال معشوقش و بوسیدن او ، راه رسیدن به خورشید را ذکر گویان طی می نمود و ذکر ها نبودند جز هـــزار نام الله . . .
پرنده ای که در یک قدم مانده به وصل ، نام هــــزارم الله را فراموش نمود ، فکرش از هر چه غیر یار خالی بود ، حتی از نامها ، صدای سوختن می آمد . . . . سوخت ؛
نوای دلنشین سه تار با دستان پر احساس کیهان کلهر تداعی گر همان پرنده ایست که در راه رسیدن به معشوقش سوخت . . . و نور شد .
سخن استاد محمد رضا شجریان در رابطه با شکل گیری این اثر خود بیانگر ارزش فراوان وجاودانه آن است : " آقای کلهر بیش از سه سال با دقت ، شکیبایی و حس موسیقایی خود قطعات تک تک سازها را با هم ترکیب کرد . برای هر ساز قطعه ای جداگانه نوشته بود و اجرای آن با سازهای محلی کاری دشوار بود . بیش ازشش ماه کار استودیویی و ضبط ان طول کشید . میکس این قطعات ، همنوا کردن کوک سازها و حس آنها خصوصاً ترکیب سازهای محلی با سازی مثل ویولونسل یا سازهای دیگر کار وقت گیری بود . . . "
کیهان کلهر تنها نوازنده متبحر کمانچه و آهنگساز چیره دست و مستعد شب سکوت کویر نیست ، او در زمینه نوازندگی ساز سه تار نیز تبحر بالایی دارد ؛ او این تبحر را تنها در شب سکوت کویر ثابت نکرده است ؛ اثر به واقع قوی و پر محتوای سفر به دیگر سو به همراه گروه دستان و با صدای شهرام ناظری یکی دیگر از آثاریست که این هنرمند بزرگ در آن با ساز سه تار به هنرنمایی پرداخته است .
پس از اجرای موفق اثر شب سکوت کویر ، کیهان کلهر به همراه محمدرضا شجریان حسین علیزاده و همایون شجریان کنسرت همنوا با بم را برای همدردی با زلزله زدگان بم اجرا نمودند که مورد استقبال کم نظیر هواداران این گروه گردید ؛ آلبومهای موسیقی « زمستان است » ، « فریاد » ، « بی تو بسر نمیشود » ، « ساز خاموش » و « سرود مهر » ماحصل همکاری این گروه بود .
اما دیری نپائید که این چهار یارغار به دلایلی جدایی را پیشه خود نموده و هرکدام از آنها با همراهی گروهی دیگر فعالیت های خود را ادامه دادند . به جرات میتوان اذعان نمود دوره همکاری شجریان ، علیزاده و کلهر دورانی طلایی برای موسیقی ایرانی بود ، دورانی که هواداران موسیقی اصیل ایرانی هنوز هم در آرزوی حضور آنها در کنار یکدیگر روز شماری میکنند ، حسین علیزاده در این مورد اینگونه بیان میکند : ". . . اگر ان کار را شروع کردیم به دلیل همان احساس نزدیکی بود و اگر هم تمام شد باز به دلیل حفظ دوستی بود ، دلمان نمیخواست کارمان به کاری روزمره و تکراری تبدیل شود و مردم صرفا به خاطر اینکه چند اسم را در کنار هم میبینند به کنسرت ما بیایند . . . "
هر کدام از این اضلاع مثلث به گوشه ای رفتند محمد رضا شجریان با گروه شهناز ، حسین علیزاده با اعضای هم آوایان و کیهان کلهر نیز در راستای شناساندن موسیقی اصیل ایرانی با گروههایی چون یویوما و بروکلین رایدرز و بزرگانی چون شجاعت حسین خان و اردلان ارزنجان همکاری نمود که به جرات میتوان گفت از سایر اضلاع این مثلث خود را موفق تر نشان داد .
حسین علیزاده در نوشتاری که برای هفته نامه شهروند امروز در تاریخ 31شهریور 1387 نوشت کیهان کلهر را با عنوان " جهانی ترین مرد موسیقی ایران " نام برده و در مورد وی اینگونه بیان نمود : " یادم می اید اولین بار نوازندکی ایشان را وقتی بسیار کم سن و سال بودند در گروهی دیدم . در میان اعضای گروه آقای کلهر و نوازندگی شان واقعا برجسته بود . دیدم نوازنده ای آنجا نشسته که مجنون وار ساز میزند و انگار با سازش یکی شده است . کیهان کلهر اصلا خود را به فرمولها و شیوه های دیکته شده نوازندگی پایبند نمیکند و اساساً نوازنده ای است که به خود و سازش فرصت آزاد شدن از این قید و بندها را میدهد . به معنای کامل کلمه ، با سازش پرواز میکند . جدا از تکنیک بالای او در نوازندگی یکی از ویژگیهای برجسته کلهر حرکات دلنشین با سازش است که ضمن طبیعی بودن ، برای اجرای زنده بسیار مناسب و دیدنی است . هم محتوا دارد و هم تکنیک و هم تماشایی است . "
یکی از خصوصیات کیهان کلهر همانگونه که استاد حسین علیزاده نیز بدان اشارت داشتند حرکات دلنشین این نوازنده در هنگام نوازندگیست ؛ در آن هنگام که او مینوازد غرق در موسیقی میشود و همین احساس را به زیبایی به مخاطب القا میکند . و بیننده را با صدای جان پرور سازش همراهی میکند .
بارها دیده ایم نوازندگانی را که سعی در القاء حس موسیقایی خود به مخاطبینی داشته اند که مشغول مشاهده اجرای زنده آنان هستند اما هیچگاه در انتقال این حس موفق نبوده اند و چه بسا با حرکات اضافی خود نیز باعث انحراف ذهن مخاطب از موسیقی گشته اند ؛ تا مخاطب نه تنها وارد آن حس مورد نظر نوازنده نگردد که حتی چنین حرکاتی باعث از دست رفتن تمرکز وی بر روی موسیقی نیز شود .
با اندکی مطالعه بر آثار کیهان کلهر هیچگاه نمیتوان دو آلبوم مشابه از لحاظ فرم و موسیقی را در آن یافت مجموعه غزل با همراهی شجاعت حسین خان ، تا بیکران دور دست با نوازندگی ارلان ارزنجان و یا شبهای فیروزه ای نیشابور که با یویوما به اجرای آن پرداخته و شهر خاموش به همراه گروه بروکلین رایدرز وحتی آثاری چون فریاد ؛ زمستان است ؛ شب سکوت کویر ، بی توبه سر نمیشود ، سرود مهر که با همراهی حسین علیزاده و استاد شجریان انجام گردید اثار متفاوتی هستند که به همراهی هنرمندان مختلف و نامدار و صاحب سبک در دنیا اجرا گردیده اند و شکل کاملا متفاوتی با یکدیگر دارند . همین نوع تنوع طلبی و به طبع آن همکاری با بزرگانی چون شجاعت حسین خان هندی ، یویومای ژاپنی ، بروکلین رایدرز آمریکایی ، اردلان ارزنجان ترک؛ کرونوس کوارتت ؛ شهرام ناظری و محمدرضا شجریان باعث گردیده اند تا این هنرمند تا یک قدمی دریافت جایزه گرمی پیش رود و یا اثر به واقع زیبای " شهر خاموش " اش با همراهی گروه بروکلین رایدرز عنوان برترین آلبوم سال موسیقی جهان را از سوی مجله " سانگ لاینز (Song Lines ) " یکی از معتبر ترین مجلات موسیقی جهان کسب نماید .
نیویورک تامیز در موردشهر خاموش اینگونه بیان میکند : « شهر خاموش اثری سحر کننده و تاثیر گذار درباره روستای حلبچه است ، روستایی که صدام حسین آن را بمباران شیمیایی کرد . در این اثر ساز کمانچه ماتم و زاری کودکان حلبچه را به مخاطب منتقل میکند »
در جایی دیگر این مجله معتبر کیهان کلهر را به عنوان نوازنده سفر یاد کرده است ,تکنوازی وی در دانشگاه « ییل » کانادا ، اجرا به همراه گروه " جاده ابریشم " درژاپن ، لبنان ، مصر و در کنار اهرام ثلاثه ،کالیفرنیای آمریکا، سالن بزرگ کارنگی هال و جدیدا هم برگزاری کنسرت به همراه استاد حسین علیزاده و حمیدرضا نوربخش در کشورهای مختلف جهان نمونه ای از فعالیتهای اخیر وی میباشند .
جدای از هنر والای کیهان کلهر میتوان او را به عنوان یکی از بی حاشیه ترین هنرمندان حال حاضر موسیقی دانست . او معتقد است جامعه موسیقی اگر زندگی و کار هنرمندان را رصد کند خودش میتواند به راحتی قضاوت کند ، آثار برجای مانده از وی حکایت از تبحر و قدرت بالای نوازندگی کیهان کلهر را دارد و هیچ جای انتقادی را از وی بر جای نمیگذارند . چه در آن زمان که در داخل کشور مشغول فعالیت و ارائه آثار موسیقایی بود و چه در خارج از کشور به همراه بزرگان موسیقی جهان . اگر چند هنرمندانی چون محمد رضا لطفی او را با سخنانی به قول کیهان کلهر " کذب و دروغ " متهم ساختند اما او با بردباری هر چه تمام تر پاسخ وی را تنها در چند سر کوتاه داد تا دیگران نیز تصور این را ننمایند که کیهان کلهر تاب و توان شنیدن هر تهمتی را دارد . او در پاسخ به نوشته محمدرضا لطفی در بروشور آلبوم آن زمانش که مدعی شده بود که کیهان کلهر به مدت هشت ماه شاگرد وی بوده است اینگونه مینویسد « ایشان در مصاحبه ها و گفت و گوهایشان به کرات گفته اند که : به صرف آموزش چند جلسه ای کسی نمیتواند ادعای شاگردی هنرمندی را بکند . اینجانب نیز با توجه به تجربه ام در امر آموزش موسیقی عرض میکنم : آموزش 3 جلسه ای درس ردیف گواه بر شاگردی آن عزیز نمیباشد »
این مرد جهانی موسیقی ایران زمین صدای کمانچه خود را در فیلم « جوانی بدون جوانی » از ساخته های فرانسیس فورد کاپولا در سال 2006 با آهنگ « اسوالدو گولیف » به گوش علاقه مندان به فیلم نیز رسانید و موجب تحسین موسیقیدانان گردید .
کیهان کلهر در مورد آهنگ فیلم اینگونه میگوید : « . . . ما پنج شش روز در رومانی بودیم که فیلم ضبط شد و خود کاپولا هم در صحنه های مختلف میگفت که میخواهم این صحنه ، چنین موسیقی ای داشته باشد . او بر خلاف فیلمسازان ما ، موسیقی را خیلی خوب میشناخت و خودش هم دقیقا میدانست که چه میخواهد »
همراهی کیهان کلهر با گروه دستان و شهرام ناظری وبرگزاری کنسرتهای مختلف در داخل و خارج از کشور و به طبع آن ارائه آثار بی نظیری چون " سفر به دیگر سو " نیز جزو ماندگارترین آثار شهرام ناظری ، گروه دستان و کیهان کلهر میباشد . کلهر در این اثر بر خلاف اکثر آثارش نوازنده سه تار بوده و با تبحر خاص خود در سه تار نوازی حس و حال عجیب و دوست داشتنی را به مخاطب خود القا میکند .
در اجرای پروژه جاده ابریشم سیامک آقایی و سیامک جهانگیری را نیز کلهر و یویوما را یاری رساندند تا موسیقی ایرانی را با بزرگان آن هر چه زیباتر به جهانیان معرفی نمایند . قطعه موسیقی نیز در راستای همین پروژه دردسترس علاقه مندان قرار دارد که شامل بداهه نوازی سیامک آقایی ، کیهان کلهر و سیامک جهانگیری است .
اما در روزهای گذشته خبر خوشی نیز مبنی بر حضور کیهان کلهر در ایران و برگزاری کنسرت موسیقی در تهران و سایر شهرهای کشور به گوش میرسد ، او خود دلیل حضورش در و برگزاری کنسرت در کشور را اینگونه بیان میکند : « الان دوست دارم در ایران کار کنم . حس میکنم بی فرهنگی و انفعال در جامعه موج میزند و باید کار فرهنگی کرد » خوانندگی این کنسرت را حمیدرضا نوربخش بر عهده دارد که چندی پیش هم با همراهی کیهان کلهر و حسین علیزاده در سالنهای " هالیوود باول " و " والت دیسنی " در امریکا کنسرت داده بود .
اما ، نگارنده خاطره کنسرت همنوا با بم را هیچگاه از یاد نمیبرد ، کنسرتی بسیار متفاوت با صدای استاد محمدرضا شجریان و با آهنگسازی فوق العاده قوی و زیبای حسین علیزاده و کیهان کلهر و همراهی و همصدایی همایون شجریان .
کنسرتی که کیهان کلهر آهنگسازی قطعه ای چون سمن بویان به زیبایی انجام داد اما در پایان تنها استاد شجریان مورد تشویق حضار قرار گرفت . . .
تنها استاد . . .
آیا انصاف بود ؟ هیچگاه خاطره آن مرغ سحر جاودانه ( که میتوان آن را یکی از بهترین اجراهای مرغ سحر محمدرضا شجریان در طی سالیان اخیر دانست ) با آن زخمه های جادویی حسین علیزاده را فراموش نمیکنم که با آرشه های بی نظیر کیهان کلهر همراه گشته بود تا خالق آن لحظه های جادویی گردد . اما دریغ . . . که باز هم تنها استاد بود که مورد تشویق حاضران قرار گرفت . . .
این را باید دانست که خواننده هم نوعی نوازنده است و سازش حنجره اش ؛ او نیز با حنجره اش مینوازد و جفاست درحق سایر نوازندگان که آنها را نادیده گرفته و به تشویق شخصی خاص ( و نه گروهی ) بپردازیم .
گاهی اوقات بر خود میبالم بر داشتن چنین هنرمندانی و گاهی نیز با مشاهده چنین حاشیه هایی غمگین میشوم و غربی ها را لایق تر از خودمان برای داشتن چنین بزرگانی میدانم که قدر و منزلت آنان را بهتر از ما ارج می نهند چرا که هنوز علاقه مند حاشیه سازی و سخن پراکنی وکذب گویی و بت سازی از یک شخص خاصیم . . .
کافیست نیم نگاهی به نوشتارهای مجلات چاپ شده در خارج از کشور بیندازیم :
نیویورك تایمز: آرشه كمانچه كلهر كه بر سازش كشیده میشود همچون صدای آدمیاست كه دارد یواشكی حرفهای دلش را به شما میزند....صدای خش دار و اساطیری.
ال ای ویكلی: كیهان كلهر به عنوان استاد كمانچه دارای یك مقام و شخصیت برجسته بینالمللی است.... او دانشی كه از تكنیكها و اصطلاحات موسیقی غربی دارد را با تفسیرهایش از موسیقی سنتی ایرانی تلفیق میكند و با ظرافت و قدرت هر چه تمامتر ساز میزند. گاهی ناگهان موسیقیاش اوج میگیرد و به آسمان میرود و شنوندگانش را همچنان هیجانزده این پائین –روی زمین- جا میگذارد. این صدای كمانچه كلهر است....صدایی كه به غایت با ذوق و استعداد نواخته میشود. همزمان با نواختن پاساژهای مختلف، این موسیقیدان آرشهاش را پیچ و خم میدهد و میكشد، انگار كه دارد با خودش یك دوئت مینوازد.
لسآنجلس تایمز:صدای كمانچه كلهر كه شبیه یك ویلن سل مینیاتوری است و صدای سازهای كوبهای پژمان حدادی. كمانچه با آن صدای خشدارش از انعطافپذیری بالایی برخوردار است و در طول برنامه از بداهه نوازی قطعات محلی ایرانی تا قطعات فوقالعادهای كه ساخته خود كلهر بود را پوشش میداد.
نیویورك پست: نوازندگی كلهر شروعی برای ساختن جریانی است كه پیش از این آن را “راوی شانكار” هندی در همكاری با بیتلز و “جان كیج” دردهه 60 و “نصرت فاتح علی خان” پاكستانی در اجراهایش به همراه “پرل جم” و “پیتر گابریل” در سالیان دور تجربه كرده بودند.
مجله استرینگز: كلهر كمانچه را به سازی جهانی تبدیل كرد. در حالیكه بیست سال پیش كمانچه، سازی بود كه حتی در خود ایران هم رو به فراموشی میگذاشت. او با “ كوارتت كورونوس” همكاری داشته است. یكی از اعضای اصلی “پروژه راه ابریشم” است و در كنار “یویو ما” و گروهش ساز میزند و قطعه میسازد و با “یویو ما” كنسرت میدهد.
اركستر فیلارمونیك نیویورك و بسیاری از اركسترهای بزرگ شهرهای دیگر آمریكا و همچنین اروپا را همراهی میكند و برای برترین خوانندگان موسیقی سنتی ایران- محمدرضا شجریان و شهرام ناظری” قطعه ساخته و كنار آنها نشسته و ساز زده است. همچنین او با “فرامرز پایور” استاد مسلم سنتور ایرانی و “حسین علیزاده” استاد تار ایرانی همكاری نزدیك داشته است. سالیان سال با “شجاعت حسین خان” سیتارنواز متفاوت هندی ساز زده و گروه “غزل” را تاسیس كرده و این روزها هم كه با “اردال ارزنجان” نوازنده باقلامای ترك كار میكند. او كاملا زندگی را وقف موسیقی و بهتر بگوییم وقف نوازندگی كمانچه ایران و معرفی آن به دنیا كرده است
لينك خبر: http://mjsahafi.blogfa.com/post-525.aspx
0
نظرات
توسط ريونيز
این قالب در سال 2009 با قدرت
بلاگر طراحی شده است
این پوسته توسط دیزاین لبو طراحی شده و توسط WpSkinner | قالبهای بلاگر به بلاگر تبدیل شده است
ترجمه شده به زبان فارسی مجتبی ستوده