وبلاگ ريونيز

به وبلاگ ما خوش آمديد...

‏نمایش پست‌ها با برچسب سياست. نمایش همه پست‌ها

کنفرانس خبری با حضور مهدی کروبی و میرحسین موسوی

- آقایون فکر کردند با یک حرکت و تقلب و سرکوب و برخورد مسئله حل میشود.
- فشارها بیشتر روی دانشگاه ها و دانشجوها بوده است اما در عین حال ما می بینیم که همه جا حضور دارند و فعالند.
- فشارها عمق مشکل را زیاد می کند و مردم می روند برای این مشکلات راه چاره پیدا کنند.
- واقعش این است که اینها به رای عقیده ندارند.
- ما راهی نداریم جز اینکه به طور درست احزاب را تقویت کنیم.
- این ها بارها حتی گفته اند ما حسینیه داریم، روحانیت داریم، مسجد داریم، حزب نمی خواهیم.
- آنها که امروز حزب نمی خواهند، متکی به بسیجی ها هستند و معتقدند نیروهای بسیج هستند که باید انتخابات را برگزار نمایند.
- من اینجا هشدا رمی دهم که اگر شعارهای مردم به سمت افراط رفت و جامعه رسید به کارهای تند بدانید که مسئولش شمائید. آیا مثلا این جمهوری است؟
- داریم می بینیم، کم کم بعضی آقایان دارند امام هم می شوند!!

سحام نیوز: مهدی کروبی و میرحسین موسوی چند روز قبل در کنفرانسی خبری به مناسبت سالگرد ۲۲خرداد شرکت کردند و به سوالات خبرنگاران پاسخ دادند.در این کنفرانس خبری که به میزبانی سایت کلمه صورت گرفت، خبرنگاران با طرح پرسشهایی جداگانه از هریک از دو نامزد سابق انتخابات به بررسی و تحلیل مسائل سال قبل و پیش روی جنبش پرداختند. مشروح کامل این کنفرانس خبری در ذیل آمده است. همچنین فایل صوتی و تصویری این کنفرانس در ادامه مطلب وجود دارد. (به نقل از وبلاگ
آرش سيگارچي)

سحام نیوز: مهدی کروبی و میرحسین موسوی چند روز قبل در کنفرانسی خبری به مناسبت سالگرد ۲۲خرداد شرکت کردند و به سوالات خبرنگاران پاسخ دادند.در این کنفرانس خبری که به میزبانی سایت کلمه صورت گرفت، خبرنگاران با طرح پرسشهایی جداگانه از هریک از دو نامزد سابق انتخابات به بررسی و تحلیل مسائل سال قبل و پیش روی جنبش پرداختند. مشروح کامل این کنفرانس خبری در ذیل آمده است. همچنین فایل صوتی و تصویری این کنفرانس در ادامه مطلب درج شده است.

بسم الله الرحمن الرحیم

مجری:

در آستانه ۲۲خرداد هستیم و فرصتی فراهم شده برای اولین بار فکر می کنم حتی قبل از انتخابات هم این فرصت فراهم نشده بود که یک مصاحبه رسانه ای مشترک شما دو بزرگوار داشته باشید. سایت های مختلف سبز در این جلسه حضور دارند و سوالاتشون رو خدمت شما دو بزرگوار مطرح می کنند و شما هم علی القاعده پاسخی رو که شایسته می دونید می فرمائید.هروقت که صلاح می دونید مقدمه ای رو بفرمائید تا به سراغ سوالات برویم.

میر حسین موسوی:

بسم الله الرحمن الرحیم

خود این که ما خدمت یکی از مبارزین قدیمی و پایدار جمهوری اسلامی هستیم و در کنار جناب آقای کروبی نشستن برای من افتخار است و از این نظر خوشحالم و همچنین صحبت با سایت ها و رسانه های مجازی سبز.

در نظر داشته باشیم که یک سال پیش همچین فرصت هایی برای ما فراهم نبود و خود این نشان دهنه تحولی در زمینه رسانه ها و اطلاع رسانی است و خود این خوشنود کننده است و در نظر داشته باشیم مصاحبه امروز تداوم داشته باشه و تکرار بشه و در مناسبت های مختلف بتونیم با رسانه های سبز صحبت کنیم.



کروبی:

بسم الله الرحمن الرحیم

همانطوری که برادر بسیار بزرگوارمون آقای موسوی فرمودند این فرصت بسیار خوبی ست که اولین باری هم هست همونطوری که اشاره فرمودید دو نفری بنشینیم و صحبت کنیم ضمن اینکه سال سختی هم بود و حوادث مختلفی به وجود آمد اما احساس میکند انسان که عنایت پروردگار متوجه مردم است زیرا آسیب هایی به سمت نظام و جمهوری اسلامی و کشور می آمد و بوجود آمد که الحمدلله با حواذث تلخ که بوجود آمد برکاتش فراوان است. شاید اگر یکی از ما دو نفر اگر پیروز شده بودیم نمی توانستیم اونی که الان ایفا شده ایفا کنیم و با توجه به آنکه چه برنامه هایی برای کشور متاسفانه برنامه ریزی و مهندسی شده از این جهت بسیار مهم است.

مجری:اگر موافق باشید خبرنگاران تک تک سوالات رو مطرح کنند و در خدمت شما باشیم.

خبرنگار سایت جرس: جناب آقای مهندس موسوی و جناب آقای کروبی، سوال برای هردوی شما بزرگواران است.جنبش سبز برای آنکه دچار روزمرگی نشود، و طرفدارانش دچار دلسردی و یاس نگردند، نیاز به تبیین استراتژی و تدوین برنامه (کوتاه مدت، میان مدت و دراز مدت) و تعیین شعارهای اصلی دارد. برای این امور چه تمهیداتی اندیشیده اید؟آیا وقت آن نرسیده که رهبران سبز برای این سه محور به طور عینی و شفاف مواضع مشترک خود را اعلام نمایند؟

میرحسین موسوی:

سوال بسیار دقیقی ست. این شعارهایی که در این سوال مطرح است شعارهایی است که با تجربه مردم و مبارزه مردم و ایستادگی مردم در طول یک سال گذشته در حقیقت بروز و ظهور کرده است.اولین شعار رای من کجا بود به دلیل تخلفات و تقلباتی که بود ولی مردم وقتی با موانع روبرو شدند با سرکوب و شکنجه و کشتار و امثال اینها روبرو شدند متوجه شدند که ما مشکلات وسیع داریم و لذا به تدریج شعارهای مطرح شد. در گرداگرد این شعارها و تجربیاتی که بوجود آمده بیش از پیش جنبش سبز و جریانی که آسیب دید در انتخابات شعارها و مطالباتش مشخص است. الیته مردم هم همینطور است که از طریق شبکه های نیرومند اجتماعی ایجاد شده اصلا قابل مقایسه با یک سال اخیر نیست این درست از که بر اساس این شعارها و روشن شدن مطالبات این شعارها نظم پیدا بکند البته خود این نظم هم با توجه به اتفاقاتی که میفتد قابل تغییر و انعطاف پذیر باشد.

کروبی:

بنده ضمن تایید صحبت های برادر عزیزم یک نکاتی رو اضافه می کنم. حادثه سال پیش بدون جهت بوجود نیامد و این نکته مهمی است. در خلال شور و نشاطی که در انتخابات مردم نشان می دادند مهمترین سوال برایشان این بود که ایا ما بیائیم رای بدهیم همانی که رای دادیم از صندوق بیرون خواهد آمد یا چیز دیگری اتفاق خواهد افتاد؟سه تا انتخابات عجیب برگزار شد که حتما باید کالبد شکافی منطقی معقول و دوستانه با اجراکنندگان و نظارت کنندگان برگزار شود. یکی انتخابات مجلس هفتم،دیگری انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم و دیگری انتخابات هشتم مجلس.اینها همه مقدمه شد برای این حادثه و مردم با آن نشاط هم صحبت می کردند که آن حادثه تکرار نشود وتا آن موقع همیشه ما به مردم می گفتیم تقلب ۲تا ۴میلیون است و ما میر فتیم شما خوب بیائید پای صندوق و وقتی مردم آمدند با آن شدت و همه قبول دارند که نزدیک ۸۵درصد مردم شرکت کردند و وقتی نتایج اعلام شد همه اینها انباشته شد و موجب انفجار مردم شد. و این را باید بگوئیم که این مردم بودند که بهشان برخورد و یک مرتبه تحقیر شدند و با شور و نشاط آمدند و شعار اولیه شان این بود که رای من چه شد و رای مرا پس بدید و… متاسفانه آقایون فکر کردند با یک حرکت و تقلب و سرکوب و برخورد مسئله حل میشود که نشد.ضمن اینکه آن برنامه ریزی های که می فرمائید باید انجام بگیرد اما عنایت کنید که این مسئله چگونه رشد کرده است. و در چه شرایطی هم رشد کرده و پیش آمده یعنی وقتی من با مهندس موسوی می نشینیم کنار هم و یک کمیته تعیین می کنیم. آقای دکتر الویری نماینده بنده و آقای دکتر بهشتی و مقدم نماینده ایشان هستند برای اینکه ببینند اینهایی که زندان افتادند خبر داشته باشند، آن کسی که مجروح شده چه به سرش آمده؟ آن کسی که شهید شده چه به سرش آمده؟ آمدند سه نفر اینها را گرفتند و انداختند زندان و یک نفرش را اون روز ایران نبود خوشبختانه. در یک فضای اینچنینی که مواظب جلسه ها هستند و گفتگوها را سرکوب می کنند و می برند ماه ها اینها را در زندان می اندازند طبیعی ست که برنامه ریزی کمی وقفه هم درش ایجاد می شود ولی انقدر رشد و آگاهی زیاد است که همینطور خود به خود داره رشد پیدا میکند و ببینید انقدر شرایط برایشان سخت شده که همین حادثه سالگرد امام را شاهد بودیم و می توانیم به آن بپردازیم.

خبرنگار سایت امروز: جناب آقای میرحسین موسوی

همانطور که بارها اعلام کرده اید، بزرگترین هدف جنبش سبز آگاه سازی اجتماع می باشد. در یک تقسیم بندی ساده، سیستم آگاهی اجتماعی داری سه رکن زیر می باشد:

(الف) اطلاعات: شامل اخبار، تحلیل، پیام یا دیگر تولیدهای فکری جنبش می باشد.

(ب) زیر ساخت ارتباطی: منظور همان شبکه اجتماعی است که اطلاعات تولید شده می بایست در آن جاری و ساری شود.

(ج) پیش نیاز آموزشی: به دور از القاء هرگونه پیش داوری در گیرنده های اطلاعات (شهروندان جامعه)، برای فهم صحیح اطلاعات منتشر شده در شبکه اجتماعی نیاز است پیش نیازهای آموزشی لازم که به فهم اطلاعات منتشر شده کمک می کند در دسترس شهروندان (گیرنده های شبکه) قرار گیرد. تا حدودی ارتقاء سطح آموزشهای اجتماعی در دوران ۸ ساله اصلاحات به همراه موج جهانی شدن که در فضای مجازی جاریست، توانست این پیش نیازها را به قشر متوسط جامعه آموزش دهد ولی کماکان بخش عمده ای از اجتماع از این پیش نیازها محرومند.

به لحاظ تشکیلاتی رهبران جنبش تا کنون تنها در رکن (الف) فعال بوده اند و برنامه خاصی از ایشان برای دو رکن دیگر مشاهده نشده است. هرچند که معتقدیم برای عملیاتی کردن ارکان (ب) و (ج) رهبران نمی توانند مستقیما وارد عمل شوند و باید با ایجاد هماهنگی بین فعالین اجتماعی-سیاسی حوزه های مختلف این موارد را پیگیری نمایند. در چند ماهه اخیر نیز شاهد تلاشهایی برای ایجاد این هماهنگی و همسویی هستیم ولی مایلیم برنامه های شما را به طور ویژه (البته آنهایی که محرمانه نیست) درباره ارکان (ب) و (ج) بدانیم تا به جامعه و فعالین سیاسی-اجتماعی انتقال دهیم.

میر حسین موسوی:البته خود سوال به نظر من تشریحی ست و یک مقدار جواب خودش را در خودش دارد همانطوری که سه قسمت میکنه مسئله رو .مسئله تولید اطلاعات است و… حقیقتش این است که یکی از ویژگی های انتخابات سال گذشته انفجار اطلاعات در میان جامعه است و دلیل این قضیه حساسیت مردم نسبت به اطلاعات است. اطلاعات همیشه وجود داره در جامعه و بحث سر دیدن این اطلاعات است. مردم کم کم احساس کردند که نیاز دارند به اینکه به سمت تجزیه و تحلیل بروند و مسائل را بهتر و روشن تر ببینند و نتیجه اش این گسترش اطلاعات است و از همن اول هم حدس زده میشد که رسانه های رسمی و حکومتی به علی رغم الزاماتی که در قانون اساسی وجود داشته اجازه نخواهند داد که این اطلاعات به مردم انتقال پیدا کند و یک تعامل ملی بوجود بیاید و این مسئله پیش بره گرچه اگر اینکار صورت می گرفت در حقیقت خیلی از مسائل سیاسی و بحران هایی که داشتیم نبود و اگر می گذاشتند که همه مردم نظرات خودشان را با استفاده از رسانه ملی ابراز کنند و در حقیقت رسانه ملی تبدیل به رسانه ضدملی شد و جلوی هرنوع گفتگو را گرفت،جلوی اجتماعات گرفته شد که یکی از جاهایی بود که می شد اطلاعات در سطح جمعی مطرح بشه ولی عملا کسانی که می گفتند ما اکثریت را به دست آوردیم و ما ۶۴درصد رای مردم را نشان دادند که چنین نیست و کسی که انقدر رای می آورد که نباید از تجمع مردم بترسد و از گردهمایی مردم بترسد و جلوی آن گرفته شد و نتیجه اش روی آوردن مردم به شبکه های اجتماعی از یک طرف و رسانه های مجازی از سوی دیگر بود. البته رسانه های مجازی قبلا وجود داشت ولی استفاده اش در چارچوب این جنبش عظیم دگرگون شد یعنی از محتوای دوست یابی و آشنایی و فعالیت های صرف فرهنگی انتزاعی در آمد و بهیک جریان زنده ای تبدیل شد که الحمدلله گسترش پیدا کرده است و این پشتوانه گسترش آن شبکه اجتماعی نیرومندی شد که ارتباط های بسیار قوی بین ملت ما ایجاد کرد و خود آن سرمایه اصلی ما برای دادن هرنوع اطلاعات است. بله خود این اطلاعات و اطلاع رسانی در یک جاهایی کم و کسری دارد که من اعتقاد دارم که آن بخشی که اطلاعات به دستش رسیده و تعامل درش وجود داره و ارتباطات قوی بینشان ایجاد شده با استفاده از اینترنت و رسانه های مجازی و کانال های تلویزیونی و امثال اینها و مخصوصا دانشگاه ها از بعد دیگر یعنی شبکه ای که در آن اطلاع رسانی قوی صورت می گیرد اینها دایره ی فعالیت خودشان را باید گسترش بدهند و اطلاع رسانی خودشون رو گسترش بدهند. در گرداگرد روز معلم و کارگر یه مقدار فعالیت شد و دیدیم که پاسخ داد. الان هم مخصوصا دانشجویان و معلملن و کسانی که در شبکه های مجازی هستند باید چارچوب هایی که برای خودشان تعریف کردند را کمی بشکنند و یک کمی به فضای ملی بیشتر تاکید کنند، به کشاورزان،به بازاری ها به روحانیت به معلم ها به کارگران و حقوق بگیران و… این جنبه ابزاری هم ندارد به دلیل اینکه مشکلاتی که در کشور هست که در قالب تقلب انتخاباتی شروع شد در حقیقت معطوف به یک اساس و بنیان های ریشه ای تری هست که در عمل وقتی ما به طور گسترده به آن می پردازیم خودش را آشکار می کند و مکن فکر می کنم فساد اقتصادی و اداری و سیاسی و میل به دیکتاتوری و میل به خود رایی هست که زمینه را ایجاد می کند که چینین تقلباتی ایجاد شود و دورنمای یک رای آزاد برای مردم دورتر به نظر بیاید از آن چارچوبی که قانون اساسی نشان داده است. در این رابطه البته مشکلاتی همه دوستان که به نوعی فعال هستند دارند. یعنی عملا نگاه عوض اینکه دعوت کنیم بیایند و تشکل ها فعالیت کنند کسانی که در این زمینه صاحب نظرند دور هم جمع باشند و در نتیجه طرفی برای صحبت باشد و برای حل مسائل سیاسی باشد هر نوع تشکل و گردهمایی را در هم می کوبد. همانطوری که جناب آثای کروبی فرمودند ما ۴نفر رو گذاشته بودیم که فقط به مسائل زندانی ها بپردازند آنها را هم تحمل نکردند و این فرصت از کشور گرفته شده است. دلیل اینکه این همه نظام مایل شده راه حل های امنیتی سر این است که تمام راه حل هایی که می توانست از طریق سیاسی مشکلات را حل بکند اینها خودشان این راه را کور کردند و در حقیقت از بین بردند و به همین دلیل ایجاد یک تشکیلات منظمی که بتواند پاسخ گوی این نیازها باشد را ما نداریم و باز هم من در این چهارچوب فکر می کنم برای مدت قابل توجهی شبکه های اجتماعی و فضای مجازی بتوانند پاسخ گوی این خلا باشند در عین حالی که تلاش هایی باید بشود که ما بتوانیم در سطح بین المللی و در سطح بیرون کشور کانال هایی تاسیس شود و در سطح رسانه ای کمی گسترده تر و نظم یافته تر ادامه پیدا کند و بایستی آندوستانی که به این مسئله فکر می کنند در این کار تسریع بکنند و سریع تر اقدام کنند هم برای رادیو و هم برای کانال های تلویزیونی و این حق ملت ماست که در این زمینه مجاری برای اطلاع رسانی داشته باشد به طور مستقل از زبان جنبش و از زبان منافع ملی ما.



امروز: سوال دوم از اقای مهدی کروبی:

جنبش دانشجویی یکی از توانمندترین شبکه های اجتماعی برای آگاهسازی دیگر اقشار اجتماعی می باشد. شما در دوران تبلیغات انتخاباتی خود توانستید قشر دانشجو (بویژه فعالین شناخته شده دانشجویی) را با خود همراه سازید.ولی امروز متاسفانه با توجه به دستگیری رهبران جنبش دانشجویی و همچنین محدودیت های اعمال شده از طرف حاکمیت در رابطه با ارتباط شما با اقشار مختلف جامعه، به ویژه با اقشار اثرگذار مانند دانشجویان، چه راهکاری برای برون رفت از این شرایط و استفاده از پتانسیل‌های دانشجویان در جهت تحقق اهداف جنبش سبز در نظر دارید؟

کروبی:ببینید همانطوری که خود شما اشاره فرمودید فشارها،محدودیت ها دستگیری ها و از همه امکانات استفاده کردند برای اینکه این رابطه ها قطع بشود ما داریم می بینیم که هر روز چند دانشجو را دستگیر می کنند و از تحصیل محروم می کنند و مجموعه اینها در زندانند و برخی نزدیک یک سال است که در زندانند و حتی یک مرخصی هم بهشان داده نشده است. این بهترین دلیل است که وضع در این سمت رو به رشد و گسترش است و اینها از دانشجویان بیشترین ضربه را خوردند و فشارها بیشتر روی دانشگاه ها و دانشجوها بوده است اما در عین حال ما می بینیم که همه جا حضور دارند و فعالند. طبیعی ست که محدودیت ها و احتیاط ها بیشتر می شود. حتی امکان دارد یک مواردی هم ریزش وجود داشته باشد نه به اینمعنا که فکرش عوض شود و وقتی که سخت شد فعالیتش را کم کند اما فکر و اندیشه و تحرک مانده است من در واقع خدمتتون عرض کنم بنده با وجود این فشارها مقید بوده ام که رابطه خودم رو حفظ کنم یعنی با خانواده هاشون رابطه داشته باشم و در جلسات مختلف شرکت کنم. اما بنده متاسفم و وقتی برخی چیزها را می خوانم مبهوت می شوم و تعجب می کنم که خدایا کجا هستند اینها و ما کجا هستیم.می گویند شما عروسی رفتید و نماینده سپاه که یک روحانی است علیه حاج حسن خمینی مصاحبه می کند و می گوید رفته است دیدن ازادی آقای بهشتی و بنده مبهوت و متحیر می شوم. به هر جهت این قضایا برای اینها انقدر سنگین شده است که کارهایی می کنند که معقول و منطقی نیست بنابراین ما ارتباطاتمون سخت هست ولی این را حفظ کرده ایم و تن به هر بلایی هم داده ایم و می بینید که هر روز فشار می آورند که اینها جرات اینکه جایی بروند را ندارند و مارا انقدر فشار می آورند که سر قبر پدرمان هم نمی توانیم برویم و فاتحه بخوانیم منتهای مراتب وقتی به آنجا می رویم این مردمی که کیهان و رسالت و … می نویسند این مردم گاز فلفلی دارند، چاقو هم دارند اسلحه گرم هم دارند و همین شب جمعه گذشته یکی از پاسدارهای بنده را برده اند و حسابی کتک زده اند و بردند. هم ون دارند و … و اینها مردم هم هستند بنابراین درست است که فشار می آورند اما فشارها عمق مشکل را زیاد می کند و مردم می روند برای این مشکلات راه چاره پیدا کنند. حالا مشکل این پاسدار این بوده که یک جمله گفته است بابا ایشان آمده اند فاتحه بخوانند و بوند و این چه کاری است که انجام داده اید؟ البته ایشون را ساعت ۱۲:۳۰ آزاد کرده اند.

مجری:سوال سایت ادوار نیوز از هر دو بزرگوار:

سایت ادوار نیوز:هر دو شما بزرگواران از عناصر اساسی دوره حیات نظام سیاسی برآمده از انقلاب و خیزش ملی – مذهبی سال ۵۷ بوده و از آنجا که چه پیش از این تحول تاریخی در جریان مبارزات رهایی بخش و ضد استبدادی حضور داشته و از نزدیک با مطالبات مردم و رهبران انقلاب در ارتباط بوده و همچنین پس از پیروزی و استقرار نظام جمهوری اسلامی دارای نقش های کلیدی بوده اید تصدیق می فرمایید که همواره گرایشات مختلف سیاسی معانی مختلفی از مفهوم “جمهوری اسلامی” ارائه کرده و یا در ذهن داشته اند (به طور مثال متون مختلف تنظیم شده برای قانون اساسی)، در شرایط فعلی نیز به نظر می رسد که چالش اساسی در بحران سیاسی فعلی تفاسیر متفاوت طرفین از جمهوری اسلامی است، اکنون و با توجه به تجارب سی ساله گذشته حضرات عالی به عنوان رهبران جنبش سبز آیا معتقدید که مفهوم و نظریه ای سیاسی به نام جمهوری اسلامی به ویژه با توجه به شعارهای انقلابیون تا چه حد در نظام سیاسی موجود تجلی یافته و به طور مشخص آیا این نظریه سیاسی تنها در قالب قانون اساسی موجود “خصوصا با توجه به برخی اصول آن و اعطای اختیارات گسترده” موجود معنا می یابد یا می توان اطلاق جمهوری اسلامی را به ساختارهای حقوقی دیگری نیز نسبت داد به شکلی که هر چه بیشتر به مطالبات آزادی خواهانه انقلابیون ۵۷ و نسل کنونی نزدیک و همخوان باشد؟

کروبی: من الان که اینجا نشسته ام طرفدار سفت و سخت و محکم جمهوری اسلامی هستم و این را بر اساس عقیده خودم می گویم که بنده طرفدار جمهوری اسلامی هستم و رایی را که ۳۱سال پیش دادم بهش معتقدم و تابع هستم. اما این چیزی که امروز اجرا می شود تفسیر نیست بلکه تحمیل به قانون اساسی است و اصلا این جمهوری اسلامی که اینها دارند می گویند واقعش این است که اینها به رای عقیده ندارند و من حرف هایی شنیدم از اینطرف و آنطرف که اصلا جمهوری یعنی چه؟ سه هزار نفر بیایند با یک عالم و اینها رایشان یکی باشد در صورتیکه امام خمینی رای می داد و در همان جا هم افراد مختلف رای می دادند در همان صندوق و ما می دیدیم که مردم مختلف رای می دادند و لیستشان با لیست امام هم منطبق نبود و ما وقتی می گوییم جمهوری اسلامی بسیاری از افرادی که برایشان ذهنیت بوجود آمده بتوانیم جمهوری اسلامی را تبیین کنیم و عملا نشان دهیم حداقل بخش اعظمی از مشکلاتشان حل می شود. حتی در دوران جنگ و حوادث مختلف انتخابات برگزار می شود در سال های ۶۰ و ۶۱ و رئیس جمهور و نخست وزیر کشته می شوند و ۵۰روز بعد انتخابات برگزار می شود و من می خواهم بگویم آقایان یک فکر و اندیششه ای دارند و یک عده ای هم منافع شخصی دارند و لذت و شیرینی حکومت زیر دندانشان جا گرفته است و اینها می خواهند جمهوری اسلامی را تحریف کنند و البته که جمهوری اسلامی این نبوده است و آن وعده هایی که همه ما به مردم دادیم و آن که گفتیم ما جمهوری اسلامی برای شمامی آوریم داریم می بینیم. این برمیگردد به حرف اول بنده که تا انتخابات مجلس هفتم و هشتم و ریاست جمهوری نهم که دوتای آن در دوران اصلاحات انجام شده چه بوده است نمی شود نتیجه قابل اعتنایی گرفت.



میرحسین موسوی:سوال حساسی است و آقای کروبی یک بخشی را فرمودند که چه تفاسیری از جمهری اسلامی صورت گرفته است. بنده مقدمتا عرض می کنم که هر متنی حتی یک متن بسیار سلیس و ساده و گویایی هم باشد بالاخره به مرور زمان و شرایط پیش آمده می تواند تفاسیر گوناگونی را بپذیرد. جمهوری اسلامی هم به همین شکل است. آن وقت آن تفسیر آزادی مردم و ولی نعمت بودن مردم، انتخابات آزاد و حمایت از مستضعفان و حمایت از گروه های ضعیف و… را معنا می داد. الان ما یک تفسیر دیگر داریم که در آن شکی نیست که نسبت به تفسیر اولیه از جمهوری اسلامی ما فاصله گرفته ایم کلا می شود در خود قانون اساسی که پشتوانه جمهوری اسلامی هست اشاره کرد. خود آن قانون اساسی برای طرد دیکتاتوری و استبداد و خودرایی طراحی شد. یک حساسیت فوق العاده ای بوده است. خود تفکیک قوا را در قانون اساسی ببینید خواهید دید که نسبت به تفکیک قوای معمولی در سطح جهان ما یک کمی تجزیه قوای بیشتری داریم به دلیل همین ترس و یا شورای عالی قضایی که پیش بینی شده بود که یک نفر در راس قوه قضائیه نباشد برای این بود که بیم از این بود که قوه قضائیه در خدمت همان استبداد به کار برود و یک ریشه های دیکتاتوری و استبداد در جامعه ما باشد.برای همین نیت اولیه نیت صحیحی بوده است و قانون اساسی برای همان نیت تدوین شده و چارچوب هایی در آن هست که اگر رعایت می شد ما به اینجا نمی رسیدیم ولی باید ببینیم که چه منافعی پشت حاکمیت فعلی هست که این تفسیر را از قانون اساسی ارائه می دهد که دهن مردم را ببندد و رسانه ها را جمع بکند و این انتخابات کذایی رو به این شکل برگزار کند و این زندان ها را پر بکند. این را از زوایای مختلفی می توان گفت ولی من اخیرا یک کمی حساس شدم که بگویم که بالاخره پشت این درآمد چند صد میلیاردی نفتی در سال های گذشته یک ساختی برای دفاع از منافع عده ای سامان یافته که به این سادگی نمی توانند تن به تفسیر مردمی از قانون اساسی بدهند و بحث ۷۰میلیارد واردات در کشور است، حاکمیت بر نهادهای پولی و مالی است. طبیعی ست که در پشت لایه های سیاسی مسئله ما با منافع سنگینی روبرو باشیم که از نوع ویژه ای از تفسیر قانون اساسی دفاع می کند و ما باید به این ریشه ها بپردازیم. قانون اساسی جنبه قراردادی دارد و جنبه ذاتی ندار این مسئله و در پاسخ به سوال شما می گویم که می شود به چارچوب های دیگری هم اطلاق جمهوری اسلامی کرد. ولی باید این را گفت که در یک تفسیر خوب از هر متنی حتی یک متن ضعیف ملت باید قوی شود و اگاهی باید گسترش یابد و مطالبات مردم باید روشن شود و در صحنه حضور داشته باشند و با این مطالبات زندگی کنند. در چنین حالتی ست که امکان کج روی در تفسیر این متن ها از بین می رود. شما همین الان قوانین عادی را می بینید که دولت می گوید ما اجرا نمی کنیم و این خلاف شرع و مصلحت است و نشان می دهد در جامعه ما یک تحولی ایجاد شده است که در جهت برگشت به همون چیزهایی قدم برمیدارد که انقلاب ما برای برچیدن آنها بوجود آمده بود و می بینیم که بازتولید شده است که جمهوری اسلامی در این زمینه مشکلاتی دارد و بنده به عنوان جمع بندی این سوال می گویم که ما به تجربیات تاریخی باید نگاه کنیم و در عین حال ارزش و اهمیت جنبش را باید در این جهت خوب ارزیابی کنیم و بدانیم که در آینده با هر نوع قانون اساسی اگر حضور مردم نباشد و مطالبات روشن مردم نباشد هر نوع تفسیری امکان پذیر است. و به هر حال قانون اساسی فعلی ما که در اینجا اشاره ای به آن شده است اگر هر نوع تحولی در آن اتفاق بیفتد با حضور آگاهانه و نیرومند مردم می تواند چنین چیزی اتفاق بیفتد و گرنه می تواند چارچوب هایی مطرح شود در جهت مناغعی که به آن اشاره شد.

کروبی: بنده یک نکته ای عرض کنم. زمان شاه زندانیان تا قبل از ۵۰جدا بودن از هم یعنی مسلمنان از کمونیست ها جدا بودند و حرمت همدیگر را حفظ می کردند حتی کمونیست ها مواظب بودند در ماه رمضان علنا روزه خواری نکنند. بعد از سال ۵۰ که جمعیت ها قاطی شد و در یک سلولی مسلمان و کمونیست کنارهم قرار می گرفتند بحث هایی رخ می داد. من می دیدم که یک بچه مسلمانی از ائمه و اسلام صحبت می کند. در زندان هم معیار مسلمانی و کمونیستی نماز خواند بود. من به این جوان گفتم خب شما که مسلمانی چرا نماز نمی خوانید. او گفت خدا در قران میگوید نماز به پا دارید، نماز شما را از بدی ها و زشتی ها باز می دارد. خب من آن بدی ها و زشتی ها را انجام نمی دهم پس چه لزومی دارد نماز بخوانم؟ می خواهم بگویم این تفسیر آقایان هم مثل همین تفسیر است. این که تفسیر نیست این یک سلیقه است و ما باید یه زمانی حرف های قبلی این اقایان را بگوئیم که قبلا در جلسات راجع به رای چه می گفتند.

مجری:خبرنگار سایت سحام نیوز سوالشان را از دو بزرگوار مطرح می کنند:

خبرنگار سحام نیوز:آیا فکر می کنید حاکمیت در نهایت به خواسته هایی که شما در یک سال اخیر و چند ماه قبل از انتخابات مطرح کردید که همان خواسته های مردم هم هست تن بدهد؟با تشکر

موسوی: سر مطالبات و تحقق این مطالبات شرط اصلی حضور قدرتمندانه مردم هست نه به عنوان چیزی که باید وجود داشته باشد. اگر این حضور قوت پیدا کند خود به خود زمینه تغییر و تحول به نفع مردم ایجاد خواهد شد و بالاخره اینها هم حکومت را به نفع خود تغییر بدهند و مخصوصا اگر مطالبات مطالبات درستی باشد و منطبق با منافع ملی ما باشد و پشتوانه مردمی داشته باشد. بر عکسش یعنی اگر بهترین مطالبات اگر مردم پشت سر آن نباشند حاکمیت به این سادگی خودش را واگذاز نمی کند در هیچ جای دنیا هم اینگونه نیست. اگر در سطح جهان برخی از کشورها آزادی هایی برقرار شده به دلیل رسانه های قوی و اینکه مردم به دنبال خواسته های خود هستند و حکمران ها مجبورند تمکین کنند و کوچکترین اشتباهی هم مرتکب شوند یعنی یک هزارم این اشتباهات که داره انجام میشه ساقط می شوند و نمی توانند سر جای خود بمانند. ما می گوئیم امریکا دشمن ماست، الان رئیس جمهور آمریکا برای یک نشت نفت چندین بار به ساحل می رود و می آید و می خواهد نشان دهد که به مسائل رسیدگی می کند و مسائل را حل می کند. در سایر مسائل هم همینطور است.حال شما برگردید به کشور ما. کسانی که درراس امور هستند فکر می کنند یک موجود خاص خداوند متعال هستند که خداوند توجه ویژه ای به ان ها دارد و اگر حرفی می زنند باید اون انجام بشود و مصلحت هم همان است و کوچکترین اعتقادی به عقلانیت جمعی نیست و اگر انتخاباتی هم سر موعد برگزار می شود برای این است که بگوییم انتخاباتی داریم و به صورت زینت نه بصورت محتوا و در صورتیکه وقتی انتخاباتی برگزار می شود معنیش این است که اگر مجلسی انتخاب می شود مردم خودشان انتخاب کنند و به مجلس بفرستند و وقتی ان وکلا رفتند آنچنان قدرتی داشته باشند که از منافع ملی دفاع کنند و عقلانیت آنها هم باشد که در حقیقت حاکمباشد. یک اصطلاحی هست در نامه حضرت امام در خصوص احکام ثانویه که مهم است در رابطه با مجلس. خب حضرت امام نظریات مجلس رو نظریات عرف می داند که غلبه دارد بر نظریات شرع که در واقع مجلس است که تعیین می کند و در حقیقت نماینده، نماینده عرف جامعه است و همه باید تابع بشوند و در بالاترین سطح دلیل اینکه همه تابع بشوند این است که هیچ کس نمی تواند از این عرف سر بزند و بگوید شما همه جمعی یک نظر دارید و من یک نظر دیگری دارم و مصلحت این است. و متاسفانه ما به نتایج دیگری از این اقدامات گرفته ایم. به هر حال تجربه سال گذشته نشان داده که اگر مردم بایستند قدم به قدمدرخواست های خود را خواهند داشت منتهای مراتب زمان بر است و مثل همه کشورهای دیگر . انقلاب اسلامی هم با سختی به دست آمد و همینطوری ساده به دست نیامد و احتیاج با سختی و تحمل مشقات داره ولی نتیجه ش برای ملت ما آزادی و عدالت خواهد بود و حضور در صحنه های تصمیم گیری نه به صورت زینتی.

کروبی: من عرض می کنم تا اینجایی که پیش آمدیم اگر اینطور ادامه بیابد حتما پیروز می شویم البته با سختی و فشار به دو دلیل:دلیل اول روحیه و آگاهی و اطلاعات مردم است و دلیل دوم فشارهای و کارهای غیر معقول حاکمیت و تنگ ناهایی هست که دارند درست می کنند من مثال میزنم. فرض کنید حوادث سالگرد ارتحال امام و نحوه برخوردی که یک جمعی با حاج حسن اقا کردند. اصلا ببینید این در توده های مردم چگونه اثر می گذارد. این حرف هایی که می بینید آقایان ارائه می گویند برای خودشان باشد. شما برو داخل جامعه و ببین مردم تعجب می کنند. یعنی یک اقایی سر قبر پدرش، پدر بزرگش، مادر بزرگش و پدر مادری اش اصلا نتواند صحبت کند. این معلوم می شود که کارهایی نا معقولی که اینها می کنند خودش اولین عاملی است که نیروها را بریزه و امروز معلوم است که ریزش از کدام طرف است و رویش از کدام طرف است.و لذا من اینجا هشدا رمی دهم که اگر شعارهای مردم به سمت افراط رفت و جامعه رسید به کارهای تند بدانید که مسئولش شمائید. ما معتقدیم معقول و منطقی برید به سمت مطبوعات آزاد و انتخابات ازاد و رعایت حقوق مردم اما این کارهایی که دارد صورت می گیرد عکس این است و کارهایی که آقایان می کنند و می خواهند به قول معروف گربه را دم حجله بکشند شب عاشورا به جماران حمله می کنند و الان هم به ایشون و این معلوم است که زایندگی و رشد از کجاست و چه می شود همانطوری که نشانه هایش را در موضع گیری افراد می بینیم یا نشانه هایش را در کسانی که در زندان افتادند می بینیم که فکر کردند با کتک می توانند موفق شوند.

نوروز؛ سوال از میرحسین موسوی:چرا در جمهوری اسلامی ایران احزاب سیاسی نتوانسته اند جایگاه خود را به دست آورند و چرا حکومت به جای نگاهی حمایتی، نگاه حذفی به تشکل های سیاسی و مدنی دارد؟

موسوی:درمورد احزاب بعد از انقلاب اسلامی نظریات گوناگونی وجود داشته است. یک عده موافق بودند و یک عده تندرو مخالف بودند یه مواردیش جنبه های تاریخی داره ولی کسان دیگری بودند مثل شهید بهشتی و امثالهم که به اهمیت این تشکل ها ایمان و اعتقاد داشتند و عملا حمایت کردند از این احزاب سیاسی. متاسفانه علیرم اینکه در قانون اساسی توجه ویژه ای به اینمسئله شده و نام برده شده و یکی از حقوق ملت همین تشکیل احزاب است تجربه بشری هم همین را نشان داده است که در کشورهایی که احزاب سیاسی نیرومندی است امکان یک مباحثه قوی شکل می گیرد و کارها و طرح ها بهتر پیش می رود و ثبات در سیاست بوجود می آید متاسفانه بودند نیروهایی در داخل کشور که احزاب را مخالف حاکمیت و اقتدار خودشان می دانستند و سعی کردند به هر نحوی شده انها را تضعیف کنند و همین که دوتا از احزاب قوی و صاحب نامرا سعی می کنند از رده خارج کنند نمونه این قضیه است و ما از اول انقلاب زمینه هایی برای این قضیه داشتیم که در سال های اخیر تشدید شده ومتاسفانه این اثراتش منجر به ایجاد بن بست هایی در کشور می شود که راه حل های مسالمت امیز را امکانش را دشوار می کند. من فکر می کنم در این رابطه هم همانطوری که در خصوص اجرای بدون تنازل قانون اساسی صحبت می کنیم اجزای خود این قانون اساسی و اصولی که ازش دقت شده بپردازیم اهمیت تشکل ها در جامعه باید بپردازیم و توضیح بدهیم و به صورت یک خواست همگانی در بیاوریم و حمایت کنیم از تشکل ها. الان چند تشکل صاحب نام داریم مثل اعتماد ملی، مشارکت، مجاهدین انقلاب و همچنین تشکل های دیگر سیاسی و صنفی که حمایت از آنها به عنوان یک ضرورت برای جنبش سبز باید مطرح شود.

کروبی:چون مسئله احزاب مطرح شد و با اینکه سوال مختص به مهندس موسوی است، بنده هم می خواهم توضیحی بدهم.

اول خاطرنشان کنم که احزاب از ابتدا آن طور که باید و شاید، تنظیم نشده و حوادث تلخی هم برای احزاب رخ داده، اما ما راهی نداریم جز اینکه به طور درست احزاب را تقویت کنیم.

مطلب مورد اشاره من در واقع این است که گروهی در جامعه وجود دارند که بشدت حزب ستیزند و مخالف وجود حزب هستند؛ این ها بارها حتی گفته اند ما حسینیه داریم، روحانیت داریم، مسجد داریم، حزب نمی خواهیم.

گروهی دیگر نیز هستند که در کار احزاب دخالت می کنند و نمی گذارند احزاب و تشکل ها نیرومند شوند، و این قابل تاسف است.

بنظرم ضمن اینکه باید هماهنگی زیادی با احزاب در جریان باشد، و همزمان خانه احزاب نیز تقویت شود، آن چیزی هم که مدنظر باید باشد این است که احزاب مخالف نیز باید وجود داشته باشند و تقویت شوند. و کسی هم کاری انجام ندهد که این احزاب تضعیف شوند.

البته بعضا گروهی نیز وارد می شوند و شکافهایی در احزاب بوجود می آورند، که باید مراقب بود.

به عقیده من وجود حزب ضروری است، احزاب باید تداوم داشته باشند، و البته این هم زحمت دارد و هم نیاز به تلاش مستمر.

اما نکته اساسی این است که باید مواظب حزب ستیزها و هم حزب گریزها بود؛ و اگر حریف حزب ستیزها نمی شویم، حداقل باید تلاش کنیم که حزب گریزها را به جمع بیاوریم و جذب کنیم.

مثلا امروز ببینید چه بلایی سر ما آورده اند. در مورد دو حزب که اخیرا، هنوز چیزی هم انجام نشده، کلی در موردشان مسئله درست کرده اند و سران آنها نیز در زندان هستند.

ما را هم در اواخر شهریور و ماه رمضان بود که بدون هر گونه دلیل و استناد قانونی، آمدند و در دفتر حزب و دفتر شخصی من گفتند : تعطیل کن برو منزل. و از همان روز دفتر و حزب را پلمب کردند و اجازۀ هیچ گونه تحرک و فعالیتی هم به ما داده نمی شود.

دوستان هم در این موقعیت به صورت پراکنده کاری انجام می دهند و همه این موارد نشان می دهد که یک حزب نمی تواند شکل بگیرد و پا بگیرد و یقینا با مشکلاتی روبرو خواهد بود.

و بدون حزب انتخابات میسر نیست و تمام ارکان کشور هم وقتی با رای مردم می خواهد شکل بگیرد، به حزب نیاز دارد؛ و آنها که امروز حزب نمی خواهند، متکی به بسیجی ها هستند و معتقدند نیروهای بسیج هستند که باید انتخابات را برگزار نمایند.

نوروز؛ سوال دوم من از جناب آقای کروبی، در مورد واکنش علما و مراجع بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته است. چرا علمای شیعه، در جریان حوادث سال گذشته، در مورد آنچه بر سر مردم پیش امد، از خود واکنش چندانی از خود نشان ندادند؟ دلیل این سکوت و گوشه نشینی علما در قم و نجف، از نظر شما چیست؟

کروبی: من هم از علما خواسته ام و می خواهم که فعال تر در صحنه باشند و در مورد مشکلاتی که برای مردم رخ داده، تلاش و مواضع فعال تری داشته باشند.

اما در واقع علما طی این مدت خیلی کارها انجام دادند. و نکته ی قابل اشاره هم این است که فشار بر روی حوزه های علمیه خیلی زیاد است.

نکته مهم دیگر این است که شرایط آنها بسیار متفاوت با من و افرادی نظیر آقای موسوی یا کسان دیگر است. ما (من و موسوی) تن به بلا داده و خودمان را برای همه چیز آماده کرده ایم .

من در اینجا می خواهم برای مثال، به مسئله ای اشاره کنم (البته آقای موسوی می تواند بگوید این را درج نکنیم). آقای موسوی چندی پیش در منزل ایشان که نشسته بودیم، خاطرنشان کرد “بهترین حالت این است که ما را همین حالا دستگیر کنند و ببرند، تا دیگر هیچ احساس مسئولیتی در کار نباشد.”

من می خواهم بگویم که شاید ما بتوانیم اینگونه برخورد کنیم؛ اما علما و مراجع که نمی توانند اینگونه برخورد کنند.مثلا وقتی گروهی جمع می شوند در مقابل منزل ما و با شعار و شیشه شکستن، امنیت مردم را بهم بزنند و این نگرانی را هم برای همسایگان ما ایجاد می کنند که چه وقت است که برای آنها نیز مسئله ای ایجاد شود، این برای مراجع و علما ممکن نیست.

اما با همه این تفاصیل و موانع، گروه زیادی از علما و مراجع، از خود واکنش زیادی نشان دادند.

بنا بر این در عین حال عده ای از مراجع واکنش نشان دادند. شما آیت اله العظمی آقای صانعی را ببینید، همیشه حرف زده اند، حمایت کرده اند و صحبت کرده اند. آقای اردبیلی در حد خفیف تری حرف زده اند، موضع گیری کرده اند، با بزرگان ملاقات کرده اند. ماجرای سفر دکتر احمدی نژاد، رییس جمهور، به قم خیلی درش معنا نهفته و خوابیده که اولا (مراجع) به هیچ وسیله حاضر نشدند با ایشان ملاقات کنند. حتا از تهران هم -که صحبت شد- جز یکی از مراجع کسی با ایشان ملاقات نکرد، بله -یکی دو تن از ملاقات کردند اما از مراجع جدی یک نفر با ایشان ملاقات کردند، او هم حرفهای تندی زده بود. بعضی از علما اصلا گفته بودند که حرام است ما با ایشان ملاقات بکنیم، (مثل این که بگویند) من اصلا حاضر نیستم با ایشان ملاقات کنم. شما نگاه کنید چهره هایی که با ایشان ملاقات نکردند و این ها عکس العمل است. در حالی که قبلا اینچنین نبوده؛ اصلا- روسای جمهور وقتی پس از انتخابات به قم می رفتند دقت می شد که نکند با مرجعی ملاقات انجام نشود که این یک نوع توهین به حساب می آمد. حالا هم یک مرجع جدی ملاقات کرده. (مراجع) دیدار با خانواده ها را انجام دادند، پییگری کردند.
بعضی مراجع هستند که در باب سیاست وارد نمی شوند اما به خانواده زندانی هایی که آنجا رفته بودند، و با کسی که می خواستند صحبت کنند به آنان گفته بود شما بیایید، دوباره فردا هم بیایید. بنابراین من عقیده ام این است: ضمن این که نمی خواهم بگویم که (واکنش خود را) کامل انجام داده اند، اما خیلی محبت کردند و هر چه فشار به آنان آمده حاضر نشده اند که چیزی حاد علیه جمعیت بگویند.
آقای موسوی: بله این نکته فوق العاده مهمی است، بنده هم عقیده ام این است که علما دارای معذوراتی هستند. ممکن است که انتظار جنبش بیش از این باشد که می بینند- ولی ما در یک سال گذشته شاهد بوده ایم که در یک سال گذشته هم با اظهار نظرها هم با شیوه عملشان آنها از مردم حمایت کرده اند. دلیلش هم این است که سرنوشت علما و مراجع با سرنوشت مردم پیوند نزدیکی دارد و از سرنوشت مردم جدا نیست. منتها ممکن است که ما انتظار بیشتری داشته باشیم که در مواقعی اظهار نظرهای صریح تر و روشن تری را شاهد باشیم و برخی از مراجع البته اظهار نظرهای سلیس تری داشتند و در امور دخالت کردند در امور و فعالیت کردند. حاج آقا (کروبی)اسمهایی بردند که بنده هم تایید می کنم، چنین چیزی هست. متنهی در کنار این یک مسئله هست که آن هم اهمیت دارد و آن این است که خود حوزه های علمیه هم درست دچارهمان تحول عمیق و جدی هست که در مردم شاهدش هستیم. این تحول است که خود به خود مراجع را گویا خواهد کرد و در قبال سرنوشت کشور حساس خواهد کرد. من گمان نمی کنم که وضعیت حوزه ها امروز مساوی یک سال پیش باشد. تفاوتی را در آنجا شاهدیم که در خود موضع گیری های مراجع هم این بازتاب دارد و به علاوه همین مقداری هم که مراجع در برخی از فرازهای یک سال گذشته با سکوتشان، با دخالت نکردنشان و با راه ندادنشان و تایید نکردنشان کارهایی کردند که از چشم مردم دور نمانده و توسط همین مواضع هم هست که ارتباط خودشان را با مردم حفظ کرده اند. اطلاعی هم که من دارم خیلی کار می شود که اولا آنها زیر فشار قرار بگیرند، اطلاعات غلط داده می شود در مورد جهت گیری های جنبش و خواسته هایش که الحمدلله با نسل جوانی که پیرامون مراجع ما هست اطلاع سانی دارد خوب می شود و در مجموع به ذهنم می رسد که نمی شود گفت که مراجع در رابطه مسائل کشور بی تفاوت هستند و همین مسائلی که در در رابطه با ۱۴ خرداد انجام گرفت و هنوز هم ادامه دارد، نشان دهنده بیداری مراجع ما در قبال مسائل عمده کشور است.
بسم اله الرحمن الرحیم- سلام عرض می کنم خدمت دو یار بزرگوار جنبش سبز ایران. از طرف سایت میزان خبرسوالی داشتم از خدمتتان . در یک سالی که گذشت هر یک از کسانی که در جنبش حضور داشت، جنبش را با مشخصاتی تعریف می کرد و بخشی از مشخصات و شعارهای این جنبش نیز در طول این یک سال همگام با بلوغ جنبش تغییر کرد. امروز شما به عنوان یکی از اعضای جنبش چه تعریفی از مشخصات و مختصات فکری جنبش سبز ایران دارید؟ با تشکر از وقتی که در اختیار ما گذاشتید.
آقای موسوی- اگر این را خیلی خلاصه بخواهم جواب بدهم مثال می آورم که ما در آستانه ۲۲ خرداد اگر راهپیمایی امکان پذیر بود- با تمام موانعی که الان درش هست و با شرایطی که الان هست- من فکر می کردم که یکی از بهترین پلاکاردهایی که مردم می توانستند داشته باشند وکسی نمی توانست به آنها حرفی بزند این بود که “میزان رای ملت است”. جنبش سبز و جنبش بزرگی که بعد از انتخابات صورت گرفته غیر از این چیزی نمی خواهد. ما می گوییم که کاری بکنید که رای مردم میزان باشد برای نوع حکومت و نوع حاکمیت و به اصطلاح برای پیشبرد امور. جنبش الان در زمینه ای که روشنگری کرده در رابطه با حق مردم و اهمیت حق رای، به نظر من موفق هست و من جز این نمی توانم خواست بزرگتر و مهمتری را مطرح کنم. استفاده می کنیم از سخنان آقای کروبی
آقای کروبی: ببینید، جنبش- جنبش سبز- حتا همین “سبز” ش هم نشاندهنده این است که چه افرادی حضور داشته اند و چه چهره هایی از خود نظام جمهوری اسلامی درش شرکت داشته اند. عرض می کنم که جنبش رایش را می خواهد. مردم همه طرفدار این هستند که رای انتخابات آزاد داشته باشند. این که میزان رای مردم باشد و انتخابات آزاد باشد ، این به نظر من خواسته جنبش است. طبیعی است که در خلال حرکت عظیمی افرادی هم حرفهای دیگری بزنند و حرفهای ساختار شکن هم داشته باشند ولی ما بارها گفته ایم که ما در چهارچوب قانون اساسی عمل می کنیم. نمی گوییم که قانون اساسی هم بی عیب است، غیر از کتاب خدا- (هیچ کتابی بی عیب نیست) اگر چهار چوب قانون اساسی اجرا بشود بسیاری از قضایا حل می شود. بنابراین خود آقایان هستند که با سرسختی شان افرادی را وادار می کنند که حرفهای دیگری بزنند و جمعیتی را به سمتی ببرند که بگویند (نظام) اصلا قابل اصلاح نیست. در اصلاح حرفهای دیگری هم باید باشد. مگر ما وعده نداده ایم؟ مگر نگفتیم کمونیست هم می تواند حرفهایش را بیاید بزند؟ مگر نگفتیم در دانشگاه باید این بحث ها باشد؟ حالا آن هیچ، بگذارید روزنامه ها باشند، آزاد باشند. بگذارید عدم صلاحیتها، فیلترها (حذف شود) من اخیرا گفته ام الان هم می گویم، انتخابات ما الان سرنوشتش دست شورای نگهبان است؛ آن هم نه دست دوازده نفر، در واقع یک نفر- دو سه نفر. یعنی اصلا او باید تایید کند تا مردم رای بدهند. اگر او تایید نکرد نتیجه ندارد. آیا مثلا این جمهوری است؟ حالا ما حرفمان این است که اگر گذاشته بودند، این جور حوادث پیش نمی آمد.
تازه این را هم من عرض کنم همین کارهایی که می کنند دارند با شکست مواجه می شوند. یعنی ۲-۳ هزار در انتخابات هفتم رد کردند، در عین حال مجلسی شد که یا بعضی ها شرکت نکردند یا بعضی ها را باز دوباره رد کردند. — مطمئن باشید افرادی که آنجا دارند حرف می زنند اگر این روال ادامه پیدا کند حذف می شوند، رد صلاحیت می شوند.
اصلا ما دردمان این است – بگذارید مردم خودشان انتخاب کنند. مگر امام نگفت که خودشان بگذارید انتخاب کنند؟ -ولی نعمتا (؟) – میزان رای است؟ آنها بلندند چه کار کنند. یعنی چه قیم مردم نمی خواهند؟ آنها بهتر از ما می دانند. کل حرف جنبش یعنی این . حرفهای ساده ای که در عرض این سی سال گفته می شد و در این بیست سال به تدریج این بلا سرشان آمد.
سوال سایت تحول سبز از هر دو بزرگوار.
به نام خدا و سلام خدمت جناب حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای کروبی و رییس جمهور محبوب جناب آقای موسوی و با تشکر از فرصتی که در اختیار سایت تحول سبز قرار دادید. و اما سوال سایت تحول سبز از شما دو بزرگوار: در مورد شعار اجرای بدون تنازل قانون اساسی مفصلا بحث شده است. جناب آقای مهندس صریحا در جایی اشاره کرده اند که اگر بخشی از قانون اساسی به نفع بخش دیگر آن تعلیق شود، ممکن است به بی معنا شدن کل قانون اساسی منجر شود. به نظر شما از بازنگری که عملا باعث معلق ماندن دیگر بخشها شده است فرا نرسیده است؟ و راهبرد شما برای اعمال اصلاحات و اعمال ات در قانون اساسی چیست؟ متشکرم.
آقای موسوی- اگر بخواهم خلاصه جواب بدهم، این که قانون اسای باید تغییری بکند — درش نیست. خود قانون اساسی هم یک ساز و کارهایی درش پیش بینی شده و باید هم این طور باشد. اما این تغییر قانون اساسی چه موقع باید باشد؟ اگر موقع ضعف مردم باشد، موقعی که ساختارهای حکومتی خودسرانه عمل می کنند و حتا قوانین عادی مورد بی اعتنایی قرار می گیرند، طبیعی است که در چنین شرایطی اگر قانون اساسی تغییری پیدا کند یقینا به نفع مردم نخواهد بود. ما بحث تغییر قانون اساسی را باید زنده نگه داریم، باید باشد. چیزی که هست باید به این مسئله بپردازیم.
منتها در مواقعی که مردم بتوانند احقاق حق خودشان را بکنند و حضوری نیرومند در سطح ملی داشته باشند و همه اذعان بکنند که وزن حضور مردم، نیت مردم و خواست مردم به این ترتیب مهم است و تعیین کننده است. در این حالت می توان بدون تردید به اصطلاح مفید باشد در غیر این صورت فکر می کنم که خیلی اثربخش نخواهد بود، شاید هم اثرات مخربی را ایجاد کند.
-آقای کروبی: ببینید، ۱۰ سال بعد از تدوین قانون اساسی امام دستور دادند که در مواردی قانون اصلاح شود و یکی از نعمتهای الهی این بود که امام جاهای خاصی را تعیین کرده بود. اگر به این چند جا محدودش نکرده بود- و این که امام وسط بازنگری قانون اساسی رحلت کرد خودش داستانی دارد- مسائلی رخ می داد که خودش ضرر داشت. قانون اساسی همیشه پس از هفت سال – ده سال بازنگری و (بازنگری قانون) طبیعی است.
اون موقع تازه مکانیسمی هم نداشت رهبری دستور داد اما الان دیگر دارد- این که مجلس تصویب کند و چه دستور العملی را پیاده شود، اینها همه اش تعیین شده. الان اصلا معنا ندارد قانون اساسی را تغییر بدهیم. خوب ما الان بیاییم این طرفیتی که قانون اساسی دارد را اجرا کنیم، این را عمل کنیم، برکات این را بچشیم، آن موقع اگر دیدیم ایرادی دارد آن موقع صحبت کنیم. در قانون به صراحت آمده است که اسلامیت و جمهوریت قابل تغییر نیست، حالا عده ای می گویند که اصل جمهوریت را بردارید. الان قانون اساسی را می گوئیند که مصلحتی بوده، برای این که دهان مردم را ببندند می گویند. داریم می بینیم، کم کم بعضی آقایان دارند امام هم می شوند، برایشان امام هم می گذارند و می گویند امام محمد غزالی هم امام بوده. اینها دارند امروز صحبت می کنند. بنابراین من می گویم باید تلاش کنیم که قانون اساسی اجرا شود، بسیاری از مشکلات حل می شود. بیشتر همر من در قوه مقننه گذشته. قانون اساسی اینجا اجرا نمی شود، یکی دو تا اصل قانون اساسی را گرفته اند، هرچه در ذهن خودشان است بر گرده قانون اساسی بار می کنند. اختلافات همیشه بوده. یک چیزی مهندس اشاره کرد، حالا می گویند حرف کسی حق است، حرف او شاغول است هرکس خودش را با این اصلاح کرد حق است و اگر نکرد محارب است. بعضی وقتها از بوی این حرفها وحشتم می گیرد. خوب مثلا مگر طالبان چه می گفته؟ می گفته معیار این است جوری در مورد حق و باطل می گوید که یعنی کل دیگران باطل اند. پس دیگران چه می گویند؟ پس مراجع چه می گویند؟ پس اعضای شورای قبلی نگهبان چه می گویند؟ پس این همه چهره های فاضل و باسواد چه می گویند؟ این نیست. باید برگردیم به سوی قانون اساسی.

سوال سایت کلمه: برنامه ۱۴ خرداد با تمام آن حواشی که مشاهده کردید، متاسفانه حواشی خوشایندی برای دوستداران خط امام و راه امام نبود برگزار شد. می خواستیم نظر شما دوبزرگواررا نسبت به جسارتی که به بیت امام و سید حسن آقای خمینی شد بدانیم و اثراتآن را بر جامعه چگونه ارزیابی می فرمایید؟
۱۴ خرداد و روزهای حوال آن انتظار این بود که مراسم به گونه ای برگزار شود که مردم در صحنه حضور داشته باشند و احساس خود را نسبت به اتهام خانواده امام ابراز کنند. خود آن روزها وسیله ای بشود و ریشه یابی بشود و ریشه های افکار و اندیشه ای ایشان بیشتر مطرح شود و ریشه های انقلاب اسلامی بیشتر راجع بهش بحث شود. متاسفانه به شکلی برگزار شد که ملت ما شاهدش بودند: کنترل شده، بسته و جلوی بسیاری از مراسمی که می خواست اجرا شود را گرفتند تا این که به یک شکل خاص نظامی این اتفاقی که در ۱۴ خرداد افتاد را شاهدش بودیم. اما من برداشتم این است که خود این اتفاق به خاطر نیت نادرستی که در ذهن ترتیب دهنده های برنامه به این شکل بود اثرات برعکس خودش را ایجاد کرد. من گمان می کنم که مردم در این اتفاقات به مظلومیت خط امام، مشی امام و خانواده امام بیشتر پی بردند. حاج سید حسن آقا را مردم می شناختند، به عنوان چهره ای مغموم ، مظلوم و آگاه در کنار مردم. ولی این اتفاقات باعث شد که مردم بیشتر ایشان را بشناسند. ایشان فردآگاهی است، در حوزه ها ریشه دارد و جزو مجتهدین هست، و شخص برجسته ای است و می تواند امیدی برای مردم ما در کنار روحانیت باشد. تمام اینها به نظر من از برکت این ۱۴ خرداد است. این اثرات برعکسی که ترتیب دهنده ها گرفتند.امروز که من به این اتفاقات نگاه می کنم ضمن این که آدم متاثر می شود از اتفاقاتی که افتاد با این حال می بینیم که نتایج دیگری برای ملنت ما داشته و یقینا در این مصاف خانواده امام درخشان تر و پر فروغ تر در صحنه ملی ظاهر شده و ما باید شکر گزار خداوند متعال باشیم از این مسئله.
ببینید، درباره حادثه خرداد-اولا شما هم می دانید، آقا هم ۸ سال در حساس ترین زمان نخست وزیر بوده اند می دانند. امام اصرار خاصی داشت که به مردم بگوید. مردم صاحب انقلاب اند، مردم انجام می دهند، به مردم خدمت کنید- همیشه مردم . آقای جمارانی آن موقع رییس اداره اوقاف بود گفت رفتیم خدمت امام گفتم آقا یک سری مدارس قدیمی متروکه در تهران داریم. من می گویم که این ها را سازمان اوقاف باید متوالی باشد و حضور داشته باشد تا انجام شود. روحانیت مبارز که یک تشکل خاصی است می گوید نه، ما باید انجام دهیم. آقا شما چه می گویید؟ ما باید انجام دهیم یا آنها؟ امام برگشت گفت هیچکدامتان . نه شما و نه آنها- علما. آقای آشتیانی یک چند تا از علمای قدیم تهران را اسم برد و گفت آنها باید انجام دهند. این یک کار مردمی است. در هر کاری امام روی مردم تکیه دارد. خوب حالا یک سالگرد امام است. تحرک بود، دانشگاه ها تحرک بود، روحانیت تحرک بود، اصناف تحرک بود حتا نگذاشتند محل سکونت امام یک مراسمی انجام شود، طبق معمولی که انجام می شد. این خلاف مشی امام بود و تلخ بود ولی خوب هم جواب داد ولی خوب هم بود که بفهمند این شیوه ها چه قدر پیامدهای سهمگین دارد و چه مشکلاتی پیش می آید. بنابر این مخصوصا آن را که که به اعلی می رسانند. یک آدمی که فاضل، باسواد، نجیب که با شرح فضل و خصوصیت حسن آقا باید دید که چگونه چنین کاری را می توانند بکنند. این قدر این ها دارند بد عمل می کنند که می گویند مصطفوی. یا می گویند که فرزند امام اصلا سید نصراله است. این بعنی چه که به هویت مردم اهانت می کنید؟ چرا به مردمی با این تمدن و فرهنگ اهانت می کنید؟ این قدر آدمهایی بودند که در رکاب امام فداکاری کردند در دوران خفقان. خوب سید حسن آقا هم از همین بدشان می آید. اون موقع چوب و چماق و شکنجه بود و الان هم همین است. حالا اگر فرزند معنوی امام هم باشد در ایران کسی پیدا نمی شود، باید رفت سراغ سید حسن نصر الله؟ این که ما به سه میلیون جمعیت محترم بیاییم بگوییم که آقای فلانی، آیا این فرزند شماست، به شما بر نمی خورد؟ چه سنی، شیعه، مسیحی. این حرفها چیست؟ به شما بر نمی خورد؟ روابط، بله، ارادت، بله، ام القری ایران، بله. علاقه به ایران دارید؟ بله.
با سلام. سوالات من از پایگاه اطلاع رسانی ندای سبز آزادی مطرح می شود. سوال اولم از آقای میرحسین موسوی درباره استراتژی های جنبش سبز هست. آقای موسوی، با توجه به تنگناها و شرایط دشوار برای سیاست ورزی مدنی در داخل ایران چه راهی را برای ابراز وجود جنبش سبز پیشنهاد می کنید؟ اگر همچنین این روند عدم صدور مجوز راهپیمایی از سوی حاکمیت ادامه پیدا بکند و سرکوب و ارعاب به همین شکل جریان داشته باشد، به چه روشی می توانیم جنبش سبز را در برابر حاکمیت به نمایش در بیاوریم؟
موسوی-سوالی است که همه جنبش سبز از همدیگر می کنند. و سوالی حیاتی است. البته ظهور و حضور مردم یکی از مجاریِ خوب کنش مردم در برابر وضعیت بوده و قطعا اثر داشته. شما آن راهپیمایی تاریخی ۲۵ خرداد را در نظر بیاورید، که اصلا در تاریخ ماند و اثرگذار شد و با هیچ پاک کنی پاک نمی شود و هر چه قدر هم تلاش کنیم نمی شود. شرایط عوض شده و ما نباید مجموع فعالیا جنبش سبز را در حرکتهای خیابانی تعریف کنیم. به هر حال ارعاب هم ادامه دارد و منافع سنگینی که پشت ایستادگی طرف مقابل وجود دارد. متنها به تناسب شیوه عملی که با آن روبرو می شوم این طبیعی است که جنبش هم بتواند راه هایی را با خلاقیت خودش پیدا کند و به زیست خود ادامه دهد. من احساسم بر این است که مسئله بسط آگاهی اگر مهم ترین این جنبش باشد که در حقیقت هر چه فراگیر تر شود و قشرهای بیشتری را در بر گیرد در حقیقت زمینه را برای تغییر مناسب مهیا می کند، تنها یکی از راههای بسط آگاهی ظهور در خیابان است که به محض آمادگی شرایط باید از آن استفاده کرد. من فکر می کنم با شبکه گسترده اجتماعی که ایجاد شده هر کس بنا بر موقعیتش و محیطش می تواند به تناسب موقعیتش از گونه ای از بسط آگاهی استفاده کند. در دانشکده ها به یک شیوه، در تکیه ها و مساجد به شیوه دیگری، در محل کار و خانه به نوع دیگر. ما هر کدام عضوی از ده ها شبکه گسترده اجتماعی هستیم و در تک تک آنها اگر در کار خودمان، ایده سبز بیداری را زنده نگه داریم فرصت پیدا خواهیم کرد که آگاهی را گسترش دهیم. این همین چیزی است که آنها از آن می ترسند. مثل اسفندیار رویین تن که تنها از نقطه چمانش آسیب پذیر است، و از همان نقطه رستم به او حمله می کند، این تنها نقطه ای است که کسانی که دنبال استبداد هستند از ان آسیب پذیر است. اگر این آگاهی گسترش یابد، نیروی عظیم مردم پشت سر خواست تغییر قرار می گیرد و زمینه برای فعالیتهای بیشتر فراهم خواهد شد. برای همین فکر می کنم که همانطور که در ماجرای ۱۴ خرداد تنگنایی که ایجاد کردند منجر به “خیل”ی شد، ما با این رویکرد باید با این مسئله روبرو شویم و محدودیتها را هم باید تبدیل به فرصت کنیم. من واقعا اعتقاد دارم که شبکه پادیار نیرومندی از شبکه اجتماعی در کشور ایجاد شده، چه به صورت واقعی چه به صورت مجازی که قبل از انتخابات در کشور حضور نداشت. این شبکه را ما باید گسترش دهیم در هر سطحی و از نظر فکری و مطبوعات تغذیه کنیم. به اضافه این که یکی از جالبترین فعالیتهای مردم در یک سال گذشته توسط هنرمندان صورت گرفته. این میراث جنبش را برای آتی حفظ می کند. من گمان می کنم که مردم باید کمک کنند که این فیلمها، این عکس ها، این کلیپ ها، این فیلمهایی که توسط دوربین های مبایل گرفته می شود،این سایتها و پوسترها باید گسترش پیدا کند. این ها بهترین وسیله ماست. اینها مثل یک ارتش عمل می کند. وقتی که نیروی نظامی در برابر ما قرار می دهند در واقع این سپاه ماست که می توه پیام جنبش را به همه مردم برساند. من می خواهم به لشکر آگاهی عرض کنم که فقط مخاطبانشان را روشنفکران در نظر نگیرند، بلکه معلمان، کارگران، کشاورزان و همه قشرهای مردم را مخاطب آگاهی قرار بدهند و ما در چنین حالتی احساس تنگنا نخواهیم کرد بلکه خود این تنگناها باعث می شوند که بتوانیم فرصتهای جدیدی را کشف کنیم.
کروبی- من هم فرمایشات آقا را کامل می دانم و در این باره صحبت نمی کنم. همین طور باید باشد و روز به روز نفوذ دارد قوی تر می شود و آگاهی باید گسترده تر شود.

سوال ندای سبز آزادی- سوال دومم از آقای مهدی کروبی هست، درباره رابطه جنبش با نیروهای امنیتی. آقای کروبی، جنبش سبز چگونه می تواند سپاه و نیروهای امنیتی را به خود جذب کند تا این ابزار سرکوب حاکمیت تبدیل به اهرم حمایت از مطالبات مردم شود؟ چه اقداماتی انجام داده اید که با فرماندهان عالیرتبه سپاه سخن بگویید و آنها را از سرکوب و خشونت باز دارید؟ آیا اساسا به نظر مشا سپاه قابل بازگشت به مردم هست یا خیر؟
سپاه نهادی است از انقلاب، فداکاری هم کرده. بسیج حتا وابسته به او بوده و همه ما هم در انقلاب و مجلس بسیج را دادیم به سپاه که بحث خاص خودش را دارد. سپاه فداکاری های کرد که خوب درخشید و متاسفانه حرمتهایی انجام می دهند که چهره سپاه را مخدوش کنند و از طرف دیگر سپاه را در مسائل سیاسی و اقتصادی فعال کرده اند که مشکلاتی هم برای سپاه به وجود آمده و می آید، چون خلاف دستورامام عمل کرده اند. اما در عین حال همین سپاه کاری کرده اند با حرفهایی که می زنند و عده ای شان هم که علنا روگردان شده اند. نمونه اش را هم می بینید که می آیند در تلویزیون سخنرانی کنند آن قضایا پیش می آید. سپاه از همین مردم است، وابسته به همین مردم است، با دل مردم رابطه دارد، و ما نباید به ارگانی که این قدر فداکاری کرده آسیب بزنیم. اجمالا شرایطی را نه فقط برای سپاه ، که برای افراد به وجود اورده اند که جرات نمی کنند با من تماس بگیرند. و گمان می کنند با این فشارها می شود کار کرد. مگر سپاه چند نفر نیرو دارد؟ چند نفر این هیاهو میدان داری می کنند؟
در آستانه ۲۲ خرداد هستیم در این فرصت تاریخی به عنوان آخرین صحبت هر دو بزرگوار چه صحبتی دارند؟
کروبی- عرض ادب و سلام و تقدیر وتشکر به مردم می کنیم. به خصوص به خانواده ها شهید داده، زندانی داده، مجروح داده، حتا افراد از کار بی کار شده، به آنها هم عرض سلام و تشکر می کنیم.
موسوی- از مردم تشکر می کنم. مردم کار بزرگی انجام دادند. آنان در برابر سرکوب، زدن، حبس، بزرگترین توان را از خودشان نشان دادند و رفتارشان در تاریخ کشور ما بی نظیر بوده و من دعا می کنم که ان شاء اله خداوند خیر بدهد به این نیتها و ایستادگی ها و یقین دارم که این ایستادگی ها و نیتها نتیجه خواهد اد. و هیچ یک از افراد ملت نمی تواند مسائلی که بر مردم گذشته و نشانه مظلومیت مردم ماست را فراموش کند. من جاهایی مسائلی را درباره کهریزک گفته ام، خبرهایی بود که درباره لخت کردن مردم و شلاق زدن آنها. صحنه هایی که تنها توانستنیم برخی از آنها را با امکانات محدودی که هست ببینیم. گفته می شود که هزاران فیلم دیگر هست که مطرح نشده و دیده نشده به خاطر ملاحظاتی که هست. همین صحنه ای که ماشین دوبار از روی یک نفر رد می شود مگر می شود از ذهن ادم پاک شود؟ این اهانت به کل مردم است. ملت اینها را دید و ایستاد و شجاعتش بیشتر شد. من یقین دارم با این روحیه ای که مردم دارند در شرایط مختلف مبارزه خودشان را ادامه خواهند داد و با حفظ روش مسالمت شیوه خودمان را ادامه خواهیم داد. ما ممکن است در یک صحنه خود را جمع کنیم ولی در صحنه دیگر حضور خود را ادامه خواهیم داد و این آینده ملت ماست و اینده کشور ماست، آینده مردم ماست، آیده فرزندان ماست. ما نمی خواهیم کز کرده باشیم و عده خاصی حکومت کنند و مردم به هیچ شمرده شوند، آزادی هی مردم سلب شود و دیگران بدون آن که مردم به آنها وکالتی داده باشند خود را وکیل مردم بدانند. بدانیم که با تلاش و همت و فداکاری به دست می آید و همه بادی حاضر باشیم برای پرداخت هزینه های لازم و یقینا خداوند این راه را حمایت خواهد کرد. الان در یک منظر بهتریم در مقایسه با یک سال پیش . ان شاء اله این راه را سبزتر و پربارتر ببینیم.

متن کامل چهارمين قطعنامه شورای امنيت و ضميمه های آن

شورای امنیت سازمان ملل متحد روز چهارشنبه (۹ ژوئن ۲۰۱۰ برابر با ۱۹ خرداد ۱۳۸۹) چهارمین قطعنامه تحریم ایران به دلیل ادامه فعالیتهای غنی سازی اورانیوم را تصویب کرد. این قطعنامه با ۱۲ رأی موافق، ۲ رأی مخالف و یک رأی ممتنع از تصویب شورای امنیت گذشت.

برزیل و ترکیه رأی مخالف و لبنان رأی ممتنع دادند

اندک زمانی پیش از رأی گیری نمانیدگان برزیل و ترکیه دلایل مخالفت خود با قطعنامه را تشریح کردند.

نماینده برزیل گفت تصویب قطعنامه پیام نادرستی به ایران خواهد داد.

هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا قطعنامه سازمان ملل را شدیدترین تحریمی خواند که آن کشور با آن روبرو بوده است.

متن قطعنامه مربوط به ایران به شرح ذيل است :

با یادآوری و تأیید مفاد قطعنامه هایی که در سالهای گذشته به تصویب شورای امنیت رسیده است؛ با تأیید تعهد شورا نسبت به پیمان منع گسترش سلاحهای هسته ای، و لزوم رعایت مفاد آن از سوی همه کشورهای عضو؛ و با در نظر گرفتن حق کشورهای عضو به تحقیق، تولید و کاربرد انرژی هسته ای صلح آمیز، و همچنین با یادآوری قطعنامه شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی دائر بر اینکه حل مسأله هسته ای ایران به تلاشهایی که در زمینه عدم گسترش سلاحهای هسته ای صورت می گیرد کمک خواهد کرد، و نیز بوجود آمدن خاورمیانه عاری ازسلاح هسته ای را تسهیل خواهد کرد؛ و همچنین با تذکر این نکته که احداث تأسیسات غنی سازی اورانیوم در قم ناقض تعهدات دولت ایران در زمینه تعلیق فعالیتهای غنی سازی بوده است؛ و با توجه به اقدام دولت ایران در غنی سازی اورانیوم در سطح ۲۰درصد، بدون مطلع ساختن آژانس؛ و با تأکید بر اهمیت تلاشهای دیپلماتیک و مذاکره و توافقنامه ترکیه - برزیل و ایران در این راستا؛ و با تأکید بر اینکه هیچیک از مفاد این قطعنامه کشورهای عضو را ملزم به اقدام در خارج از چهار چوب این قطعنامه نمی کند، و با توجه به ماده ۴۱ فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد، شورای امنیت سازمان ملل متحد موارد زیر را از تصویب گذراند:

ا- شورا تأیید می کند که جمهوری اسلامی ایران تا کنون از اجرای الزامات مصوب شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی و نیز مفاد سه قطعنامه ای که در سالهای ۲۰۰۶، ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ به تصویب این شورا رسیده کوتاهی و قصور کرده است؛

۲- شورا تأکید می کند که ایران باید، بی درنگ، اقداماتی را که شورای حکام آژانس در مصوبات پیشین خود، در راستای اعتماد سازی تصویب کرده انجام دهد، مسایل باقیمانده را حل و فصل کند، و نگرانیهایی را که در جامعه جهانی بخاطر احداث تأسیسات هسته ای در قم پیش آمده برطرف سازد؛

۳- شورا تأکید میکند که ایران باید با آژانس بین المللی در تمام مسائل باقیمانده، به ویژه آنچه به ابعاد نظامی برنامه هسته ای مربوط می شود، همکاری کامل داشته باشد، که از جمله میتوان تأمین دسترسی بدون تأخیر نمايندگان آژانس به همه تأسیسات، تجهیزات، اشخاص، و اسناد مورد درخواست آژانس را نام برد؛

۴- شورا از مدیرکل آژانس بین المللی درخواست می کند همه مواردی را که مربوط به اجرای موافقتنامه تضمینات در ایران است به شورای امنیت گزارش دهد؛

۵-شورا رأی داد که جمهوری اسلامی ایران بدون تأخیر، بطور کامل و بدون هیچگونه قید و شرطی، موافقتنامه تضمینات، شامل ترتیبات فرعی را، بطور کامل اجرا کند؛ و همچنین از جمهوری اسلامی میخواهد که مفاد پروتکل الحاقی را که در هجدهم دسامبر ۲۰۰۳ امضا کرده است به تمام و کمال اجرا کند؛ و نیز از ایران میخواهد بی درنگ پروتکل الحاقی را به تصویب مجلس شورای اسلامی برساند؛

شورا همچنین تأیید می کند که، طبق مواد ۲۴ و ۳۹ موافقتنامه تضمینات، ایران حق ندارد بطور یکجانبه موافقتنامه تضمینات را اصلاح کند یا تغییر دهد، و تأکید می کند که هیچ نوع ساز و کاری در موافقتنامه مذکور وجود ندارد که براساس آن ایران بتواند تمام یا بخشی از ترتیبات فرعی را به حال تعلیق درآورد؛

۶- شورا تأکید می کند که ایران، باید همه فعالیتهای مربوط به عمل آوردن اورانیوم، عملیات مربوط به آب سنگین و غنی سازی اورانیوم را طبق تعهدات مندرج در قطعنامه های پیشین به حال تعلیق درآورد؛ و نباید احداث تأسیسات جدید غنی سازی اورانیوم یا تأسیسات مربوط به آب سنگین را آغاز کند؛ و باید عملیات مربوط به تأسیساتی را که در دست ساختمان دارد متوقف سازد؛

۷- ایران نباید هیچگونه مشارکتی در فعالیتهای تجاری کشورهای دیگر در زمینه استخراج اورانیوم، یا تولید، و استفاده از مواد هسته ای دیگر و فناوری مربوط به آن، که در فهرست INFCIRC-254/Rev.9/Part 1 آمده است، داشته باشد؛

۸- شورا رأی داد که همه کشورها باید از فروش، تأمین یا انتقال مستقیم یا غیر مستقیم هرگونه تانک رزمی، خودروهای زرهی، موشک، یا سیستمهای موشکی به ایران، که مشخصات آنها در دفتر ثبت سلاحهای متعارف سازمان ملل قید شده است، و نیز تجهیزات وابسته به آنها، از جمله قطعات یدکی یا اقلامی که کمیته شورای امنیت مشخص کرده است، جلوگیری کنند؛

۹ - ایران نباید در هیچ گونه فعالیتی که به تولید و کاربرد موشکهای بالستیک قادر به حمل کلاهک هسته ای شرکت کند؛ و دولتها باید برای جلوگیری از انتقال فنآوری یا کمکهای فنی مربوط به این فعالیتها به ایران، هر تدبیر لازمی را به کار بندند؛

۱۰- شورا رأی داد که همه دولتها باید تدابیر لازم را بکار بگیرند تا از ورود یا ترانزیت افرادی که در پیوستهای C، DوE قطعنامه شماره ۱۷۳۷ مصوب سال ۲۰۰۶ ، و پیوستهای شماره یک و ۲ قطعنامه ۱۸۰۳ و سایر قطعنامه های شورا از آنها نام برده شده است جلوگیری شود، به استثنای مواردی که ورود یا ترانزیت این اشخاص مستقیماً به منظور اجرای بندهای قطعنامه های شورای امنیت باشد؛

۱۱- شورا رأی داد که تدابیر مندرج در بندهای ۱۲، ۱۳، ۱۴ و ۱۵ قطعنامه ۱۷۳۷ ، شامل افراد و مؤسسات یا نمایندگان آنها نیز خواهد شد که در پیوست شماره یک قطعنامه مندرج است؛

۱۲- شورا رأی داد که تدابیر مندرج در بندهای ۱۲، ۱۳، ۱۴ و ۱۵ قطعنامه ۱۷۳۷ شامل اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، و مؤسسات وابسته به آن، که در ضمیمه ۲ آمده است، یا نمایندگان و برگزیدکان آنها نیز خواهد شد، و از همه دولتها میخواهد مراقبت کنند تا معاملاتی که مربوط به سپاه پاسداران می شود و می تواند به فعالیتهای هسته ای ایران یا تولید سلاح هسته ای از سوی آن کشور کمک کند انجام نگیرد؛

۱۳- شورا رأی داد که به منظور اجرای تدابیر مندرج در بندهای ۳، ۴، ۵، ۶ و ۷ قطعنامه ۱۷۳۷ فهرست اقلام INFCIRC/ 254 /REV.9/PART 1 و INFRCIRC/254/Rev.7/Part 2 جایگزین فهرست S/2006/814 خواهد شد، و نیز هرگونه اقلام دیگری را که دولت ذیربط تشخیص دهد امکان دارد به منظور غنی سازی اورانیوم ، تولید آب سنگین یا سلاح هسته ای مورد استفاده قرار گیرد، در بر خواهد گرفت؛

۱۴- شورا از همه کشورها می خواهد که، مطابق با اختیارات و مقررات ملی و قوانین بین المللی، ویژه قانون دریا و توافقنامه های بین المللی هواپیمایی کشوری، تمام محموله هایی را که به ایران حمل یا از آنجا خارج می شود، در سرزمین خود، از جمله بنادر و فرودگاه ها بازرسی کنند. به ویژه وقتی کشوری، اطلاعاتی دارد که بر اساس آن، باور می رود آن محموله، حاوی موادی است که فروش، انتقال یا صدور آن مطابق بندهای 3، 4 و 7 قطعنامه 1737 (2006)، بند 5 قطعنامه 1747 (2007)، بند 8 قطعنامه 1803 (2008) یا بندهای 8 و 9 این قطعنامه ممنوع است؛

۱۵- یادآور می شود که کشورها، بر اساس قوانین بین المللی، به ویژه قانون دریاها، ممکن است بازرسی از کشتی در دریاهای آزاد را با موافقت کشوری که پرچمش بر کشتی مورد نظر وجود دارد انجام دهند، و (شورا) از همه کشورها می خواهد در اجرای چنین بازرسی هایی همکاری کنند به ویژه وقتی کشوری، اطلاعاتی دارد که بر اساس آن، باور می رود آن محموله، حاوی موادی است که عرضه، فروش، انتقال یا صدور آن مطابق بندهای 3، 4 و 7 قطعنامه 1737 (2006)، بند 5 قطعنامه 1747 (2007)، بند 8 قطعنامه 1803 (2008) یا بندهای 8 و 9 این قطعنامه ممنوع است؛

۱۶- (شورا) تصمیم می گیرد به همه کشورها اجازه دهد محموله ها را ضبط و معدوم کنند (از طریق امحا، تبدیل، ذخیره یا ارسال به کشوری غیر از مبدا و مقصد)؛ محموله هایی که عرضه، فروش، انتقال یا صدور آن مطابق بندهای 3، 4 و 7 قطعنامه 1737 (2006)، بند 5 قطعنامه 1747 (2007)، بند 8 قطعنامه 1803 (2008) یا بندهای 8 و 9 این قطعنامه ممنوع است؛

۱۷- دولتها موظفند، هر زمان که بر اساس بندهای 14 و 15 بالا بازرسی انجام ميشود، ظرف 5 روز کاری يک گزارش کتبی مقدماتی به کميته ارسال دارند، که شامل زمينه و نتيجه بازرسی، ميزان همکاری، و انتقال اقلامی که حمل آنها منع شده خواهد شد، دولتها همچنين موظفند پس از گزارش مقدماتی در مرحله بعد، گزارش ديگری از جزئيات بازرسی، از جمله اقلام ضبط و يا منهدم شده، تشريح و ذکر جزئيات اقلام منتقل شده، و توصيف مبداً و مقصد انتقال را چنانچه در گزارش مقدماتی ذکر نشده به کميته ارائه دهند.

۱۸- تمام کشورها اتباع خود ، یا استفاده از سرزمین آنها را، از ارائه خدماتی مانند تهیه سوخت و يا تدارکات ديگر به کشتی های متعلق به ایران يا تحت قرارداد با آن را، از جمله کشتی های دربست، ممنوع هستند، در صورتيکه زمینه های معقولی وجود داشته اشد که باور شود آنها حامل محموله هائی هستند که بموجب بند 3، 4، و 7 قطعنامه 1727 سال 2006 فروش، انتقال، و يا صدورشان ممنوع اعلام شده اند. به استثنای فراهم آوردن خدماتی که برای مقاصد انساندوستانه لازم باشد یا تا زمانی که محموله بازرسی ، ضبط یا در صورت لزوم منهدم شود، و تاکید می کند که مقصود از این بند این نیست که بر فعالیت های اقتصادی قانونی اثر بگذارد.

۱۹- اقدامات مشخص شده در بندهای 12، 13، 14، و پانزده قطعنامه 1737 سال 2006 در مورد موسسات متعلق به شرکت کشتيرانی جمهوری اسلامی ايران، و بر اساس پيوست شماره 3 قطعنامه، به فرد و يا نهادهائی که به عناوين مختلف به نمايندگی، يا تحت کنترل، هدايت و مالکيت جمهوری اسلامی، که بنا به تشخيص شورای امنيت سازمان ملل متحد يا کميته نظارت بمنظور گريز از تحريم و يا نقض قطعنامه های 1737 سال 2006، 1747 سال 2007، 1803 سال 2008، و يا اين قطعنامه به آن کشور کمک کرده اند نيز، اعمال خواهد شد.

۲۰- از کليه دولتهای عضو ميخواهد هر نوع اطلاعی در مورد فعاليتها و حمل کالا از سوی هواپيماهای باری و يا خطوط کشتيرانی تجارتی متعلق، و يا تحت اداره و کنترل جمهوری اسلامی ايران، از جمله کشتی ها و هواپيماهای تجاری که با تغيير نام و ثبت نام مجدد تلاش ميکنند از تحريم بگريزند و يا مفاد قطعنامه های 1737، 1747، و 1803 را نقض کنند، در اختيار کميته قرار دهند و از کميته بخواهند که اطلاعات کسب شده را بطور گسترده ای در دسترس قرار دهند.

۲۱- از کليه دولتها ميخواهد علاوه بر رعايت و اجرای قطعنامه های1737، 1747، 1803، و اين قطعنامه از هر گونه خدمات مالی مانند بيمه، تمديد بيمه، ارسال و يا دريافت پول، اعتبار، دارائی از سوی اشخاص، سازمانها، نهادها، موسسات مالی و يا شعبات آنها در خارج، در صورتيکه اطلاعات کسب شده از سوی دولتها دلائل مستدلی ارائه دهد که اين خدمات، دارائیها، و منابع ميتواند به گسترش فعاليتهای حساس اتمی، و توليد سلاح هسته ای جمهوری اسلامی ايران کمک خواهد کرد، جلوگيری کنند، دولتها همچنين موظفند اعتبارات، دارائیها، و منابع مالی موجود در کشور و يا آنهائيکه در آينده در آن کشور و يا در حوزه قضائی آن کشور در ارتباط با فعاليت ها، و برنامه های اتمی جمهوری اسلامی ايران تشکيل خواهد شد مسدود، و بر طبق قوانين و با نظارت گسترده و پيشرفته ای از چنين دادوستدهای مالی جلوگيری کنند.

۲۲- تصمیم می گیرد که تمامی کشورهای از اتباع خود، افرادی که تحت حاکمیت قلمروی آنها هستند، و شرکت های ثبت شده در خاک آنها یا تحت حاکمیت آنها بخواهند تا در انجام معاملات بازرگانی با اشخاص [حقوقی] ثبت شده در ایران یا تحت حاکمیت ایران، از جمله سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، کشتیرانی جمهوری اسلامی/ و اشخاص حقیقی و حقوقی که از طرف آنها/ یا به دستور آنها اقدام می کنند، یا مؤسسات مستقلی که مالکیت یا اداره شان به هر نحوی– از جمله به صورت پنهانی - بر عهدهء آنهاست، در صورتی که بر اساس اطلاعات شان باور دارند که چنین معامله ای به ایران کمک می کند تا فعالیت های حساس هسته ای/ یا سیستم های نقل و انتقال سلاح های هسته ای را گسترش دهد، یا ناقض قطعنامه های 1737 (مصوب سال 2006)، 1747 (مصوب سال 2007)، 1803 (مصوب سال 2008) یا قطعنامهء فعلی است، هوشیاری و احتیاط به خرج دهند؛

۲۳- کشورها را فرا می خواند تا با اتخاذ تدابیر مناسب، جلوی گشایش شعبه های اصلی و فرعی یا دفاتر نمایندگی بانک های ایرانی را در خاک خود بگیرند؛ و همچنین مانع از راه اندازی فعالیتهای اقتصادی مشترک با بانکهای ایرانی، دریافت سود از مالکیت مشترک یا راه اندازی و حفظ روابط در ارتباط با فعالیت بانکها در قلمرو حاکمیت خود شوند، و مانع از تدمین خدمات مالی توسط این موسسات شوند؛ به شرط آن که بر اساس اطلاعاتشان منطقاً اعتقاد داشته باشند که این فعالیت ها به ایران کمک می کند تا فعالیت های حساس هسته ای، یا سیستم های نقل و انتقال سلاح های هسته ای اش را گسترش دهد؛

۲۴- کشورها را فرا می خواند تا با اتخاذ تدابیر شایسته، مانع از آن شوند که مؤسسات مالی واقع در خاک یا قلمرو حاکمیت آنها، دفاتر نمایندگی یا شعب وابسته، و یا حساب های بانکی در ایران افتتاح کنند؛ به شرط آن که بر اساس اطلاعاتشان منطقاً به این باور برسند که چنین فعالیت هایی به ایران کمک می کند تا فعالیت های حساس هسته ای، یا سیستم های نقل و انتقال سلاح های هسته ای اش را گسترش دهد؛

۲۵- ضمن ابراز تأسف از بابت تخطی های صورت گرفته از موارد ممنوع شده در بند 5 قطعنامهء 1747 (مصوب2007) - که از زمان تصویب قطعنامه 1747 (2007) به این کمیته گزارش شده است، اقدام کشورهایی که موارد نقض شده را به کمیته گزارش داده اند، تحسین می کند؛

۲۶- به کمیته دستور می دهد که به نحو مؤثری به نقض موارد ذکر شده در قطعنامه های 1737 (2006)، 1747 (2007)، 1803 (2008) و قطعنامهء کنونی پاسخ دهد، و یادآوری می کند که کمیته می تواند اشخاص و مؤسساتی را که در تخطی از تحریم ها، یا نقض مقررات این قطعنامه ها به اشخاص و مؤسسات ناقض آنها کمک کرده اند، معین کند؛

۲۷- تصمیم می گیرد که کمیته در اجرای کامل قطعنامه های 1737 (2006)، 1747 (2007)، 1803 (2008) و قطعنامهء کنونی - به طرق مختلف و از جمله از طریق یک برنامهء کاری - بر تلاش های خود بیفزاید؛ این برنامه کاری مشتمل بر ارائهء طرح ها، رسیدگی و تحقیق، دسترسی، گفتگو، کمک و همکاری باید ظرف چهل و پنج روز از تصویب این قطعنامه تسلیم شورای امنیت گردد؛

۲۸- تصمیم می گیرد که حکم کمیته، مندرج در بند 18 قطعنامهء 1737، و اصلاحیهء مندرج در بند 14 از قطعنامهء 1803 (2008)، در مورد اقداماتی که در این قطعنامه در مورد آنها تصمیم گیری شده نیز قابل اجراست؛ از جمله دریافت گزارش از کشورها پیرو بند 17 بالا؛

۲۹- از دبیر کل می خواهد تا با مشاوره با کمیته، گروهی متشکل از حداکثر هشت کارشناس ("پانل کارشناسان")، تشکیل دهد تا در مدتی - که بدواً یکسال در نظر گرفته شده - تحت ریاست کمیته، وظایف زیر را انجام دهد: (آ) کمک به کمیته در اجرای حکم خود به نحوی که در بند 18 قطعنامهء 1737 (2006) و بند 28 این قطعنامه مشخص شده است؛ (ب) اطلاعات مربوط به اجرای اقدامات مصوب در قطعنامه های 1737 (مصوب سال 2006)، 1747 (مصوب سال 2007)، 1803 (مصوب سال 2008) و قطعنامهء کنونی را - به ویژه در موارد خاصِ تخطی از این مصوبات - از کشورها، نهاد های ذیربط در سازمان ملل متحد و دیگر طرفین علاقه مند به همکاری، گردآوری، بررسی، و تجزیه و تحلیل کند؛ (پ) در زمینهء اقدامات شورا، کمیته یا کشور توصیه هایی ارائه کند، و ممکن است ترتیباتی برای اجرای بهتر اقدامات مرتبط در نظر بگیرد؛ و (ت) حداکثر ظرف 90 روز از انتصاب اعضای پانل کارشناسان، گزارش موقت اقداماتش را به شورا ارائه کند. گزارش نهایی بایستی همراه با یافته ها و توصیه ها، حداکثر سی روز قبل از پایان دورهء کار پانل، به شورا ارائه شود؛

۳۰- همه دولتها، سازمان های ذیربط سازمان ملل متحد و دیگر گروه های مرتبط را به همکاری کامل با این کمیته و گروه کارشناسان در زمینه ارائه اطلاعات و اعمال تحریم های مندرج در قطعنامه های 1737، 1747، 1083 و قطعنامه جدید بویژه در صورت تخلف فرا می خواند؛

۳۱- از همه دولتها خواسته شده در ظرف 60 روز درباره اقدامات موثری که در جهت اعمال تحریم های یاد شده در جمله های 7، 8، 9، 10، 11، 12، 13، 14، 15، 16، 17، 18، 19، 21، 22، 23 و 24 به کمیته گزارش بدهند؛

۳۲- بر تمایل گروه 1+5 به تقویت تلاش ها در راستای ادامه گفتگوها و رایزنی تاکید می کند از جمله ادامه گفتگوهای بدون پیش شرط با ایران بر سر برنامه هسته ای آن کشور؛

۳۳- نماینده ارشد اتحادیه اروپا در حوزه روابط خارجی و سیاستگذاری امنیتی را به ادامه ارتباط با ایران به منظور پشتیبانی از تلاش های دیپلماتیک و سیاسی برای یافتن راه حلی نظیر پیشنهادهای گروه 1+5 برای ایجاد فضای لازم جهت ادامه گفتگوها بر سر برنامه هسته ای ایران تشویق می کند و ایران را به نشان دادن واکنش مثبت به چنین پیشنهادهایی تشویق می کند؛

۳۴- از پیشنهاد مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی در 21 اکتبر 2009 دایر بر تهیه پیش نویس توافقنامه ای میان آژانس، و دولتهای فرانسه، روسیه و ایران برای کمک به تامین سوخت هسته ای رآکتور تحقیقاتی تهران قدردانی می کند، نسبت به پاسخ غیرسازنده ایران به این پیشنهاد ابراز تاسف می کند و آژانس بین المللی انرژی اتمی را به ادامه ارائه چنین اقداماتی در راستای اعتمادسازی منطبق با قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل متحد تشویق می کند؛

۳۵- تاکید می کند که مهم است تمام کشورها، از جمله ایران، اقدامات لازم را بعمل آورند تا مسلم شود که هیچ ادعایی نزد دولت ایران، یا هر شخص و نهادی در ایران، یا اشخاص و نهادهایی که مطابق با قطعنامه 1737 مصوبه سال 2006، و قطعنامه های مربوط تعیین شدند، یا هر شخصی که از طریق یا بنفع چنین فرد یا نهادی ادعایی را در ارتباط با هر قرار داد یا معاملات دیگر، در جایی که از انجام آن بدلیل اقدامات مندرج در قطعنامه های 1737 مصوبه سال 2006؛ 1747 مصوبه 2007؛ 1803 مصوبه 2008 و این قطعنامه جلوگیری شد، باقی نماند؛

۳۶- از مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی درخواست می کند از چگونگی عملکرد ایران نسبت به تعلیق کامل همه فعالیت هایی که در قطعنامه 1737 درج شده و نیز پایبندی ایران به همه موارد قید شده در قطعنامه های 1737، 1747، 1083 و قطعنامه جدید گزارشی در ظرف 90 روز تهیه کند و در اختیار شورای حکام آژانس و شورای امنیت سازمان ملل متحد قرار بدهد؛

۳۷- بطور قطع عملکرد ایران را در غالب گزارشی که در بند 36 به آن اشاره شد مورد بازنگری قرار خواهد داد و الف) اگر ایران همه فعالیت های مربوط به غنی سازی و بازآمایی از جمله تحقیق و توسعه در این حوزه ها را زیر نظر آژانس بین المللی انرژی اتمی به حال تعلیق درآورد، اعمال تحریم ها نیز از روی حسن نیت و به منظور ایجاد فضای رایزنی و دستیابی زودرس به یک نتیجه قابل قبول برای طرفین به حال تعلیق در خواهد آمد. ب) اگر شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی تایید کند که ایران به تعهداتش در غالب قطعنامه های شورای امنیت و درخواست های آژانس بطور کامل پایبندی نشان داده، اعمال تحریم های مندرج در بندهای 3، 4، 5، 6، 7 و 12 قطعنامه 1737، بندهای 2، 4، 5 و 7 قطعنامه 1747، بندهای 3، 5، 7، 8، 9، 10 و 11 قطعنامه 1803 و بندهای 7، 8، 9، 10، 11، 12، 13، 14، 15، 16، 17، 18، 19، 21، 22، 23 و 24 قطعنامه جدید نیز متوقف خواهد شد. پ) اگر گزارش نشان دهد ایران قطعنامه های 1737، 1747، 1803 و قطعنامه جدید را اجابت نکرده است، برپایه ماده 41 فصل 7 منشور سازمان ملل متحد بمنظور متقاعد ساختن ایران به پایبندی به قطعنامه ها و درخواست های آژانس اقدام های متناسب بیشتری اعمال خواهد شد و به تصمیم های بیشتری اتخاذ خواهد شد؛

۳۸- حق تصمیم گیری درباره موضوع برای شورای امنیت محفوظ باقی می ماند.



لیست شخصیت های حقیقی و حقوقی (افراد و نهادها) ی در گیر در فعالیت های هسته ای یا تولید موشک های بالستیک یا دوربرد.

نهادها

1) گروه صنعتی امین : این نهاد در پی تولید دستگاه کنترل دما با قابلیت کاربرد در تحقیقات هسته ای و مراکز تولید و عملیات این پژوهش ها است. این گروه وابسته به سازمان صنایع دفاع جمهوری اسلامی ایران است که در قطعنامه 1737 شورای امنیت سازمان ملل متحد در سال 2006 نیزمورد اشاره و تأکید قرار گرفته بود.

آدرس: صندوق پستی 91735-549 مجتمع صنعتی امین –

مشهد – ایران

شهرک سیدی- جاده خلج- کوچه سیدی- مجتمع کاوه

A.K.A گروه صنعتی امین


2) گروه صنعتی آرمامنت: تولید کننده و ارائه خدمات ِ پشتیبانی جنگ افزارها و سلاح های سبک شامل تفنگ های با کالیبر متوسط و بزرگ. این گروه غالب تکنولوژی ها و خدمات مربوطه را از طریق گروه صنعتی حدید ارائه و عرضه می کند.

آدرس: صندوق پستی 19585/777

تهران- ایران

کیلومتر 10 جاده مخصوص کرج-

خیابان سپاه اسلام- کوچه پاسداران



3) موسسه آموزشي و تحقيقاتي صنايع دفاعي: این مرکز تحت نظر وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی اداره می شود. این وزارتخانه بر کلیه فعالیت های تحقیق و توسعه، تولید، تهیه و نگهداری و صادرات صنایع نظامی ایران نظارت عالیه دارد.

آدرس: صندوق پستی 19585/777

تهران- ایران

خیابان پاسداران



4) شرکت بین المللی دوستان: این شرکت مسئول تأمین تدارکات، تجهیزات و خدمات مرتبط با برنامه موشکهای بالستیک یا دوربرد است.



5) صنایع فراسخت: این گروه صنعتی توسط سازمان صنایع هوایی ایران اداره و کنترل می شود. سازمان صنایع هوایی ایران نیز به نوبه خود زیر نظر وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی فعالیت می کند.

آدرس: صندوق پستی صندوق پستی 83145-311

ایران- اصفهان

شاهین شهر- کیلومتر 28 اتوبان اصفهان- تهران



6) بانک صادرا ت شرق P.L.C. FIRST EAST EXPORT BANKاین بانک توسط بانک ملت ایران در مالزی پایه گذاری و توسعه داده شده است و در طی 7 سال گذشته صدها ميلیون دلار عملیات بانکی مربوط به فعالیت های هسته ای و موشک های دوربرد ایران را انجام داده است.

آدرس: مالزی- پارک صنعتی لابوآن

شماره 10-B1- ساختمان مرکزی87000 WP لابوان خیابان مردکا (استقلال)

شماره ثبت بازرگانی: IL06889



7) شرکت ابزار برشی کاوه: این شرکت توسط سازمان صنایع دفاع اداره و کنترل می شود.

آدرس: مشهد – ایران

صندوق پستی: 91735-549 کیلومتر 4 جاده خلج -شهرک سیدی- انتهای کوچه سیدی شماره 91638



8) صنایع شهید بابایی: این مجموعه صنعتی تحت نظر گروه صنعتی شهید احمد کاظمی ( سازمان صنایع دفاع هوایی موشکی سابق وابسته به سازمان هوا-فضای وزارت دفاع جمهوری اسلامی). سازمان هوا-فضای وزارت دفاع جمهوری اسلامی اداره کننده گروه صنعتی شهید همت و گروه صنعتی شهید باکری است که این هردو در قطعنامه ی 1737 سال 2006 نیزمورد اشاره و تأکید قرار گرفته بود

آدرس: تهران- ایران صندوق پستی -7616535

تهران 16548

بزرگراه امام علی، پارچین



9) دانشگاه صنعتی مالک اشتر: این دانشگاه تحت نظر موسسه آموزشي و تحقيقاتي صنايع دفاعي در وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی است و شامل گروه تحقیقاتی فیزیک است که پیش از آن تحت نظر مرکز تحقیقات فیزیک اداره می شد. مقامات جمهوری اسلامی، تا به حال به ناظرین سازمان بین المللی انرژی اتمی اجازه مصاحبه با کارکنان یا بررسی مدارک این دانشگاه را، به منظور روشن شدن نکات مبهم برنامه اتمی ایران نداده است.

آدرس: تهران- ایران

تهران، تقاطع بزرگراه امام علی و شهید بابایی



10) وزارت دفاع و پشتیبانی صادرات نیروهای مسلح: این سازمان مسئولیت و اختیار بازاریابی و فروش تجهیزات نظامی تولید شده ی ایران را به مشتریان خود در سراسر جهان دارد. هرگونه فروش و صادرات فن آوری نظامی ایران به موجب قطعنامه 1747 سال2007 شورای امنیت سازمان ملل متحد ممنوع اعلام شده است.
آدرس: تهران- ایران

صندوق پستی 16315-189

غرب خیابان دبستان- منطقه عباس آباد



11) ماشین آلات سازی میزان: این نهاد صنعتی توسط گروه صنعتی شهید همت اداره و کنترل می شود.

آدرس: تهران- ایران

صندوق پستی 365-16595

گروه صنعتی امین A.K.A.:3MG



12) شرکت راهکار صنایع نوین : طراح و سازنده قطعات و سازه های IR-40 راکتورهای آب سنگین در اراک است.

آدرس: اراک- ایران

شرکت راهکار، صنایع راهکار، راهکار صنایع نوین.

13) مرکز پژوهشهای هسته ای برای تحقیقات کشاورزی و پزشکی: مرکز تحقیقات کشاورزی و پزشکی هسته ای یکی از مراکز بزرگ تحقیقاتی وابسته به سازمان انرژی اتمی ایران است که در قطعنامه 1737 سال 2006 شورای امنیت سازمان ملل متحد مورد اشاره وتأکید قرار گرفته است. این مرکز در کرج واقع است و درآن فعالیت های مرتبط با غنی سازی اورانیوم انجام می شود

آدرس: کرج- ایران

صندوق پستی 31585-4395

A.K.A : مرکز تحقیقات کشاورزی و پزشکی هسته ای، مرکز تحقیقات کشاورزی و پزشکی کرج



14) گروه خدمات صنعتی پژمان: این نهاد توسط گروه صنعتی شهید باکری اداره و کنترل می شود.

آدرس: تهران- ایران

صندوق پستی 16785-195



15) شرکت سبلان: سبلان یک شرکت اسمی است که به منظور ایجاد پوشش (امنیتی) برای فعالیت های گروه صنعتی شهید باکری تاسیس شده است.

آدرس: تـهران- ایران- جاده دماوند

16) شرکت صنعتی قطعات آلومینیومی سهند: سهند یک شرکت اسمی است که به منظور ایجاد پوشش (امنیتی) برای فعالیت های گروه صنعتی شهید همت تاسیس شده است.

آدرس: تـهران- ایران- جاده دماوند



17) صنایع شهید خرازی: این نهاد توسط گروه صنعتی شهید باکری اداره و کنترل می شود.

آدرس: تهران- ایران



18) صنایع شهید ستاری: این نهاد توسط گروه صنعتی شهید باکری اداره و کنترل می شود.

آدرس: جنوب شرق تهران- ایران

A.K.A گروه تجهیزات صنعتی شهید ستاری

19) صنایع شهید صیاد شیرازی: این نهاد توسط سازمان صنایع دفاع جمهوری اسلامی ایران تملک، اداره یا کنترل می شود.



20) گروه صنایع ویژه: از گروههای زیر مجموعه سازمان صنایع دفاع است.

آدرس: تهران- ایران

خیابان پاسداران- صندوق پستی 19585/777



21) تیز پارس: یک شرکت اسمی است که به منظور ایجاد پوشش فعالیت های گروه صنعتی شهید همت تاسیس شده است. این شرکت در فاصله ماههای آوریل و ژوئیه سال 2007و با مسئولیت گروه صنعتی شهید باکری تلاش کرد تا ماشین برش و جوشکاری 5 محوره لیزری را تولید کند تا بدان وسیله ایران را در برنامه ساخت و تولید موشکی خود یاری کند.

آدرس: تـهران- ایران- جاده دماوند



22) شرکت ذوب فلزات یزد: این نهاد از واحدهای زیر مجموعه سازمان صنایع دفاع جمهوری اسلامی ایران است.

آدرس: تهران- ایران

صندوق پستی 89195-678 خیابان پاسداران- جنب مخابرات

یزد- ایران- کیلومتر 5 جاده تفت

A.K.A صنایع مهمات سازی و ذوب فلزات یزد



شخصیت های حقیقی (افراد)

جواد رهیقی : سرپرست سازمان انرژی اتمی- مرکز فن آوری هسته ای اصفهان



لیست شخصیت های حقوقی و حقیقی مرتبط با برنامه هسته ای ایران که در تملک، اداره یا کنترل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هستند.

1) مؤسسه فاطر: زیر مجموعه قرارگاه خاتم الانبیاء. فاطر با مسئولیت خاتم الانبیا طرف معامله تأمین کنندگان خارجی تجهیزات مورد نیاز برنامه اتمی ایران بوده است.

2) قرارگاه سازندگی قائم: این سازمان در تملک، اداره یا کنترل قرارگاه خاتم الانبیاست.

3) قرارگاه سازندگی کربلا (قرب کربلا): این سازمان در تملک، اداره یا کنترل قرارگاه خاتم الانبیاست.

4) قرب نوح: این سازمان در تملک، اداره یا کنترل قرارگاه خاتم الانبیاست.

5) شرکت حرأ: این سازمان در تملک، اداره یا کنترل قرب نوح است.

6) شرکت مهندسی مشاور ایمن سازان: این سازمان در تملک، اداره یا کنترل قرارگاه خاتم الانبیاست.

7) سرپرستی قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء: این سازمان یکی از شرکتهای وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است که مستقیمأ در فعالیت های مربوط به راه اندازی پروژه های عظیم سازه های عمرانی، نظامی و اقتصادی مداخله و مشارکت دارد. این سازمان مسئولیت های بسیاری را نیز در پروژه های بخش دفاع غیر نظامی در سیطره خود دارد. شرکتهای زیر مجموعه و اقماری خاتم الانبیاء به طور خاص در ساخت و راه اندازی سایت غنی سازی اورانیوم در فردو در نزدیکی قم دخیل بوده اند.

8) مکین: این سازمان در تملک، اداره یا کنترل قرارگاه خاتم الانبیاست.

9) عمران ساحل: این سازمان در تملک، اداره یا کنترل قرب نوح است.

10) شرکت نفت اورینتال کیش: این سازمان در تملک، اداره یا کنترل قرارگاه خاتم الانبیاست

11) راه ساحل: این سازمان در تملک، اداره یا کنترل قرارگاه خاتم الانبیاست.

12) مؤسسه مهندسی رهاب: این سازمان زیر مجموعه خاتم الانبیاء و در عین حال در تملک، اداره یا کنترل قرارگاه خاتم الانبیاست.

13) مهندسین مشاور ساحل: این سازمان در تملک، اداره یا کنترل قرب نوح است.

14) سپانیر: این سازمان در تملک، اداره یا کنترل قرارگاه خاتم الانبیاست.

15) شرکت مهندسی سپاصد: شرکت مهندسی سپاصد در تملک، اداره یا کنترل قرارگاه خاتم الانبیاست.



نهادهای در تملک، اداره یا کنترل خطوط کشتیرانی ناوگان جمهوری اسلامی ایران

1) شرکت کشتیرانی ایران و هند

آدرس: تهران-خیابان ولی عصر- روبروی پارک ملت- خیابان صداقت- کوچه مهرداد- پلاک 18



2) شرکت کشتیرانی جمهوری اسلامی IRISL BENELUX NV
آدرس: بلژیک

NOORDERLAAN 139,B-2030,ANTWERP,BELGIUM; V.A.T. NUMBER: BE480224531



3) شرکت کشتیرانی جنوب:

آدرس: تهران- خیابان قائم مقام فراهانی- خیابان شهید قندی- کوچه 4- پلاک 7- طبقه سوم- واحد2

غلامعلی رجایی: نشریه‌ای بین مردم توزیع می‌شد که از آن‌ها می‌خواست 14 خرداد هنگام سخنرانی سیدحسن خمینی به صورت هماهنگ شعار دهند


کلمه، غلامعلی رجایی: خرداد عجب ماه عجیبی است. به همه حوادث تلخ وشیرین آن شکسته شدن حرمت حرم امام خمینی هم اضافه شد .

هنوز خیلی از سکته منجر به ارتحال یار دیرین امام مرحوم آیت الله توسلی که با دور اندیشی خاصی در اعتراض به مهجور ماندن خط امام که گویی این روزها را می دید وخروش بر می آورد نگذشته است که حرمت امام باز شکسته شد.

کاش توسلی های دیگری هم پس از این رویداد تلخ سکته می کردند..تا شایدعاملان وآمران این حوادث تلخ بخود آیند.

دیروزدیدن آن همه جسارت سازماندهی شده لباس شخصیهای جوان به نوه امام که تجمع یکجا وشعارهای هماهنگشان در جلوی جایگاه آن هم در حضور رهبری بیانگر همه چیز بود دل همه را به درد آورد.

من اما، بر خلاف بعضی که با دیدن این واقعه یا گریستند و یا از شدت خجلت سر به زیر افکندند ازدیدن این حادثه بدون کمترین احساس تاثری با خود گفتم اگر چه این حریم نباید شکسته می شد اما آنچه در پرده بود از پرده برون افتاد .

امروز یکشنبه است و دو روز از این حادثه تلخ گذشته است. آقای احمدی نژاد بعنوان کسی که سوگند خورده از حریم شهروندان پاسداری کند وخود شاهد این حرمت شکنی بوده است اگر از این پیش آمد تلخ رنجیده است چرا دستور برخورد با آشوبگران وغوغاسالاران وکشف دستهای پنهان طراحان این حادثه را نمی دهد؟

اگر اراده ای مبنی بر برخورد با حریم شکنان باشد رسیدگی به این امر برای وزارت اطلاعاتی که ریگی شرور را از آسمان غیر ایران به ایران می آورد وبر دستانش که بخون آلوده است دستبند می زند کار چندان مشکلی نیست. چرا وزیر محترم اطلاعات در این زمینه ساکت مانده است واز خود عکس العملی نشان نمی دهد؟

خوشبختانه به دلیل حضور دوربینهای صدا وسیما در ضبط مراسم سالگرد ارتحال امام فیلم تصویر آشوبگران کاملا موجود است. آیا فرمانده ناجا در این رابطه برای شناسایی آشوبگران وظیفه ای احساس نمی کند که تا کنون در برابر این حرمت شکنی سکوت اختیار کرده است ؟

شب حادثه در مسجدامام خمینی در شهرک شهیدمحلاتی تهران پس از نماز مغرب وعشا نشریه ای بین نماز گزاران توزیع شد که در آن از خوانندگان خواسته شده بود با حضور در مراسم نماز جمعه در حرم امام به هنگام حضور سید حسن خمینی بطور هماهنگ شعاری را سر دهند واز اوبخواهند به خط امام بر گردد!

ومن از ته دل دعا می کنم کسانی که در روزهای متمادی با آنها کار سازماندهی شده ای شد تا با حضور در این صحنه فضاحت بار به خیال خام طراحان حادثه درس عبرتی به نوه امام بدهند تا این همه از تحریف خط امام سخن نگوید اندکی مانند حضرت حر با خویشتن خلوت کنند ودیده ها وشنیده های خود را از محافل گردانندگان وکارگردانان این آشوبها بیان نمایند وبا معرفی افراد کلیدی وطراحان اصلی این ماجرا وبیان آنچه را که شاهد آن بوده اند دل امام را شاد سازند..

آیا در میان این جوانان حتی یک آزاده نیست؟

من تردیدی ندارم این اتفاق خواهد افتاد و به زودی به عنایت ودعای امام خمینی،دستهای پنهان دراین حادثه آشکار خواهند شد.

به نقل از نوروز

كدام عكس مربوط به جعفر پناهي است؟

قضاوت با شماست. (بدون شرح)

سیمین سبز ایران" مرا ببخش

درخبرهای یک سایت خبری وابسته به دولت آمده است که محمد تقی رهبر رییس مجمع روحانیون روحانیون مجلس و همچنین فاطمه رهبر عضو کمسیون فرهنگی مجلس هشتم به ترتیب خواستار ممنوع التصویر شدن و برخورد جدی با خانم فاطمه معتمد آریا بازیگر توانای ایرانی شده اند.



دلیل "آغا" و "خانووم" رهبر هم این است که چرا خانم معتمد آریا که در جشنواره کن به سر می بردند بدون حجاب عکس گرفته اند. البته این حنا دیگر رنگ ندارد و بچه ها هم دیگر حالا می دانند که این واکنش این طرفداران دولت مستقر در مجلس نه فقط برای تصویر بی حجاب "سیمین ایران" نیست بلکه نقطه دردناک برای آنها انداختن دستبند سبز و طرفداری ایشان از جنبش سبز مردم ایران است.
چرا که اگر واقعن مبنای اظهارات و درخواست "آغا" و "خانووم" رهبر بی حجابی یک زن مسلمان در بلاد کفر و در مقابل دوربین ها بود که "ارغوان رضایی" و درخواست برای ممنوع التصویر شدنش در "رسانه میلی" ارجحیت دارد. چطور است که خانم ارغوان رضایی می تواند با شورت و تی شرت آستین کوتاه و سر لخت (محض نمونه)در مقابل دیدگان هزاران و بلکه میلیون ها مرد و زن غریبه ورجه وورجه کند و صدای و سیمای ضرغامی هم چپ و راست او را نشان بدهد و سایت های حامی دولت هم عکس بی حجاب بزرگش را برجسته کنند، اما "سیمین ایران" اجازه ندارد حتی در یک اجتماع زنانه بدون روسری عکس بگیرد؟!
نه واقعن چرا؟! چون ارغوان رضایی راکت تنیس به محمود احمدی نژاد هدیه داده و با دیدنش اشک شوق ریخته اما در مقابل فاطمه معتمد آریا "سیمین ایران" از مهندس موسوی و جنبش سبز حمایت کرده است. اگر "آغا" و "خانووم" رهبر دغدغه اسلام و رعایت حجاب را داشتند چطور در روزهای گذشته و پس از نمایش های آنچنانی "رسانه میلی" و وبسایت های حامی دولت از "ارغوان رضایی" حداقل یک تذکرخشک و خالی ندادند که حالا امثال من ساکت شویم و بگوییم که خب بله نگران اسلام! و رعایت حجاب اتباع جمهوری! اسلامی! هستند. ایشان چطور برای بعضی ها ننه اند و چشم می پوشند بر همه ی رفتارهایشان اما برای عزیزان مردم نقش زن بابا را بازی می کنند؟!
واقعن شرم شان باد که عنوان نمایندگی مردم را یدک می کشند، همان "رهیافتگان" به مجلس از سرشان هم زیاد است، چرا که در طول این چند سال هیچ گاه در قامت نمایندگان مردم ظاهر نشده اند و تنها و تنها به طرفداری از حکومت و دولت مستقر پرداخته اند. خیالشان برداشته که با این حرفها خدای نکرده خدشه ای به اعتبار فاطمه معتمد آریا وارد می کنند و یا ذره ای از علاقه مردم نسبت به او را کم می کنند؟ خیرنمی توانند، همین چند ماه پیش اشخاص مورد حمایت "آغا " و خانووم" رهبر در نهاد ریاست جمهوری و نهادهای امنیتی، "سیمین ایران" را به همراه جعفر پناهی و مجتبی میرتهماسب ممنوع الخروج کردند،اما نتیجه چه شد؟ نه واقعن نتیجه چه شد؟ غیر از این است که با هر مخالفت مزدوران این حاکمیت جائر با فرزندان پاک ایران ، آنها پیش مردم عزیزتر می شوند؟ بله واقعن همین طور است، آنها با این مخالفت ها آتش خشم مردم را شعله ور تر کرده و از طرفی نادانسته برمحبوبیت فرزندان پر افتخار ایران عزیز افزون می کنند.
"سیمین سبز سینمای ایران" یکی از گرانسنگ های بازیگری ایران است، همانطور که جعفر پناهی افتخار سینمای ایران است، ما به داشتن چنین هنرمندانی افتخار می کنیم . هر دولت و حکومتی که بر کار باشد باید منت امثال ایشان را بکشد، برایشان فرش قرمز پهن کند، ارج و احترام بگذارد که عمرشان را برای ارتقای فرهنگ و هنر این مرز و بوم گذاشته اند.
واقعن متاسفم از این اظهارات صدمن یک غاز این دو رهیافته به مجلس، من به عنوان یک ایرانی از فاطمه معتمد آریا عذر می خواهم که هنوز نتوانسته ام در سرنوشت سیاسی کشورم آنقدر تاثیر گذاشته و یا تغییرش بدهم که امروز با او چنین برخوردی شود.
"سیمین ایران" بانوی سبز سینما مرا ببخش، شرمنده ام، اما قول می دهم دست در دست برادران و خواهرانم بزودی این شرایط را تغییر خواهیم داد.
(به نقل از وبلاگ چشمهايش)

علم الهدی: شما دختران با عقب کشیدن روسری به جنگ با فاطمه(س) می‌روید


این را باید بدانید که حجاب شما حفظ کننده رنگ فاطمی در جامعه است و شما دختران و خواهران! اگر از حجاب خسته شده اید و خدای نکرده رنگارنگی های جامعه غربی در دلتان وجود دارد؛ بدان! عقب رفتن روسری تو و بیرون گذاشتن موی سر تو در حقیقت مقابله با شخص فاطمه زهرا(س) است. پاک کردن رنگ فاطمه زهرا(س) از جامعه است.
علم الهدی در پاسخ به این سوال که چرا دشمن سعی در توسعه بی حجابی در جامعه ما دارد گفت : قبول داریم که حجاب و عفاف یک امر فرهنگی است، اما بی حجابی ناهنجاری است. بی حجابی تهاجم دشمن است. بی حجابی توطئه نابکارانه عناصر ضدولایت و ضد نظام است. چرا می خواهند بی حجابی را در جامعه توسعه بدهند؟ چون هر چقدر این چادرهای مشکی شما خواهران و حجاب شما بانوان بر در و دیوار این کشور ظاهر باشد، رنگ زهرا قوی تر است و رنگ فاطمه نیرو مند تر است. اگر بنا شد این رنگ زدوده شود و رواج بی حجابی در جامعه ما توسعه یابد، رنگ زهرا(س) از جامعه ما پاک می شود. اگر رنگ زهرا(س) از جامعه ما پاک شود آنجا دشمن دستش می رسد که انقلاب را به پرتگاه سقوط نزدیک کند.

ورود مادران آمريكايي با چادر و مقنعه !!!!!!

>

ما به كجا ميرويم؟ اين مادران در مورد ما ايرانيان به ظاهر مسلمان چه فكر مي كنند؟

(جهت مشاهده عكس هاي ديگر به ادامه مطلب برويد)



و اين هم عكسي از اين مادران قبل از حركت به تهران :


چه كسي گفته دشمن مات شده؟

باهنر (نايب رييس مجس) در گفتگوي مطبوعاتي خود در رزو گذشته گفت : برخي افراطيون نيز در حاشيه اين وقايع گفتند دشمن مات شده است در حالي‌كه ‌اين خبرها نيست ما فقط يك گام به جلو رفته ايم و در مقابل اين حركت ما نيز غربي ها تلاش كردند ‌قطعنامه چهارم را عملياتي كنند. ‌‌نايب رئيس مجلس افزود: اين حركات مي تواند به صـورت نـاخـودآگاه ضد تبليغ باشد. چند روز گذشته، اس ‌ام اس هايي مبني بر اينكه <نماز شكر به جاي بياوريد، صلوات بفرستيم و ...> ارسال مي شد اينها همه ‌خوب است اما مي تواند ضد تبليغ نيز باشد.
وي همچنين گفت: اگر قطعنامه چهارم صادر شود ديگر تعهدات جمهوري اسلامي درباره اين بيانيه صادر شده اخير و خروج سوخت از كشور كلا منتفي مي شود و ايران تحركات خود را براي توليد سوخت 20 ‌درصدي آغاز مي كند. ‌وي همچنين با اشاره به انتشار خبري در هفته گذشته مبني بر <ملاقات با فائزه هاشمي> نيز گفت: با ‌انتشار اين خبر بسياري از افراد مرا محكوم كردند و حكم هايي نيز صادر شده كه فلاني كار خوب يا بدي ‌انجام داده است. ‌نايب رئيس مجلس افزود: لازم مي‌دانم توضيح دهم كه بنده با ايشان ديدار داشتم، اما اين ديدار كه ‌توسط خانم بهروزي به عنوان يكي از سران بانوان اصولگرا هماهنگ شده بود با مجموعه ائتلاف زنان ‌مسلمان كه حدود 14 - 13 نفر از زنان سران اصلاح طلب و اصولگراي كشور هستند، انجام شد. ‌باهنر ادامه داد: ائتلاف زنان مسلمان 4 سال پيش براي دفاع از حقوق زنان فارغ از مسائل جناحي و ‌سياسي تشكيل شده است. ‌وي گفت: اين ديدار نيز در پي رسيدگي به مشكلات زنان و مسائلي همچون قوانين مدني، ازدواج ‌مجدد، ازدواج موقت و حقوق زنان بوده است. ‌‌ ‌به گزارش مهر، دبير كل جامعه اسلامي مهندسين با اشاره به اينكه برخي تصور كردند كه اين ديدار دو نفره انجام شده ‌است افزود: اينطور نبوده است. اما اگر مقتضيات و منافع نظام ايجاب كند كه من ديداري دو نفره با ‌فائزه هاشمي داشته باشم اين كار را نيز خواهم كرد. ‌ همچنين به گزارش ايلنا، دبير‌كل جامعه اسلامي مهندسين در ادامه گفت: دوم خرداد 76 اگر چه ضايعاتي داشت، ولي در واقع قضيه يكي از ‌خفيات الهي بود و به تعبير يكي از دوستان، يك زلزله 5 ريشتري بود كه از يك زلزله 8 ريشتري جلوگيري كرد و با ‌تلنگري كه به اصولگرايان زد ادبيات آنها را اصلاح كرد.‌ ‌

بكشيد ما را؛ ملت ما بيدارتر مي شود

حکومت بازی تازه ای را آغاز کرده. پس از آن همه عربده کشی و لات بازی برای فریب هواداران ساده و زودباور، رئیس دولت* زیر بار خواست قدرتهای جهانی رفت
(به نقل از وبلاگ متتي)این عمل پس از فشار کمرشکن تحریم ها بر اقتصاد و صنعت ایران صورت گرفت تا مثل همیشه این سوال پیش آید که:
«اگر قرار است به خواسته جامعه جهانی تن دردهیم چرا پس از این همه هزینه و اگر به لاف زنی هایتان اعتقاد دارید چرا یک شبه از در پاچه خواری قدرتهای جهانی در می آیید؟»
اکنون برای اینکه جماعت ساده لوح به این بازی دقتی نکنند و با این امید که شعله های جنبش رو به خاموشی گراییده از یک سو دادستان کشور (که با تنها کسانی که کار ندارد خلافکارن هستند) کارش به جایی رسیده که میرحسین و کروبی را تهدید کند و از سوی دیگر نمایندگان بی عرضه ای که خود به لطف صندوقهای سیار نیمه شب سر از مجلس درآورده اند تا در تمام طول وکالت شان تنها به احکام حکومتی گردن بنهند درخواست برخورد با رهبران جنبش را می دهند! و سرآخر محافظ ارشد میرحسین را بازداشت می کنند.
آیا گمان می کنند این موجب ترس و واهمه رهبران جنبش و اعضای آن خواهد شد؟ گویا حماقتی که سعی می کنند در جان ملت کنند خودشان را بیشتر از همه گرفته. تجربه گاندی، ماندلا، دکتر لوترکینگ و بسیاری از آزادی خواهان راستین نشان دهنده این حقیقت است که: دستگیری، آزار و حتی قتل رهبران جنبشهای ریشه دار نه تنها موجب خاموشی جنبش نمی شود بلکه موجب آخته و برنده تر شدن تیغ مبارزه می گردد.
لابد این سخنان زیبا (اگر چه بدان اعتقادی نداشته اند) برای آنها به خوبی آشناست:
« بريزيد خونها را؛ زندگي ما دوام پيدا مي كند. بكشيد ما را؛ ملت ما بيدارتر مي شود. ما ازمرگ نمي ترسيم ؛ و شما هم از مرگ ما صرفه نداريد.»

(به نقل از وبلاگ متتي)
* جمهوری نمانده تا رئیس داشته باشد.


مطالب تصادفی